همیرضا در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۴ در پاسخ به محمد حافظ دوست دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:
وزن عروضی شعر مضارع است که با دو هجای بلند شروع میشود. قطعاً فرمودهٔ جنابعالی که «شُکر» باشد با هیچ اختیار عروضی در این وزن نمیگنجد. کلمهٔ درست همانطور که در متن فعلی آمده «شِکَّر» با تشدید روی کاف است که با «صبر» به لحاظ تلخی گیاه صبر هم تناسب دارد. شاید جنابعالی تشدید روی کاف را در نظر ندارید که آن را خارج از وزن مییابید.
احمد ب در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۰۹ در پاسخ به حمید ستوده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:
با سلام و ادب خدمت مخاطبین گرامی و شما برادر عزیز.
بدیهی است که هرکسی آزاد است تا اعتقاد خود را داشته باشد. خواندن و مشاهده تفسیرهای متفاوت از غزلیات حافظ و اشعار دیگر شاعران، حداقل برای این حقیر، آموزنده و لذت بخش است...
حسن کار حافظ همین است که با هر مخاطبی به سادگی ارتباط می گیرد. این رابطه از شنیدن ترانه های زیبای سروده های حافظ در مجالس می خواری تا خواندن غزلیات و اشعار نابش در مجالس عرفانی را شامل می شود...
لیکن بحث اعتقاد همانطور که عرض شد شخصی است. اشکالی ندارد شما نظر خود را داشته باشید و با اشعار حضرت حافظ عشق کنید. دیگران هم نظر خود را داشته باشند و لذت ببرند...
اما چون فرموده اید اوهام خواستم عرض کنم اولا حافظ همانطور که خود فرموده حافظ چهارده روایت از قرآن است و اهل درس و بحث؛ پس تنها نگاه یکسویه و مادیگرایانه داشتن به اشعارش بنظر درست نمی آید، و دوم اینکه مستی صرفا با نوشیدن شراب و مشروبات الکلی به دست نمی آید! می توان گفت این واژه هم دارای مراتب است و مستی متعالی، بی خویشی است که خود حافظ در جای دیگر به زیبایی فرموده است:
مستی عشق نیست در سر تو/ رو که تو مست آب انگوری.
رهی معیری همین معنا را در غزلی اینگونه و به زیبایی بیان فرموده است:
ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند.../ بر حسن شورانگیز تو عاشق تر از پیشم کند.
و این بیت که:
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا/ وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند!
البته کتابها و میزگردهای فراوانی در این رابطه وجود دارد اما نتیجه قطعی نمی توان گرفت. به نظر این کمترین هرکس در هر مرتبه ای هست، از همان رتبه با اشعار ایشان ارتباط می گیرد و از آن لذت می برد...
سلامت و دلشاد باشید. بدرود
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۵۲ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۸ - گلبن ششم در ذکر بعضی از اصطلاحات عارفین:
5- تجلی: نور مکاشفه است که بر دل عارف متجلی میشود و آن بر چهار قسم است: اول تجلی صوری دویم تجلی نوری سیوم تجلی معنوی چهارم تجلی ذوقی و این تجلیات واقع میشود به حسب استعداد متجلی فیه.
***
[نورمن وینسنت پیل] (1)
خداوند منبع انرژی است: او منبع انرژی در دنیا است،انرژی الکتریکی و «انرژی معنوی» در واقع تمام صورت های انرژی از خالق یکتا سرچشمه می گیرند.کتابهای مقدس براین نکته تأکید می کنند:«او به خستگان نیرو می بخشد و به ضعیفان قدرت عطا می کند.»
ارتباط با خداوند در درون ما جریانی از همان نوعِ انرژی به وجود می آورد که جهان را دوباره می سازد و هرسال فصل بهار را تازه می کند.هنگامی که از طریق فرایندهای فکری مان در ارتباط معنوی با خداوند قرار می گیریم،انرژی الهی در درون شخصیت ما جریان پیدامی کند.وقتی ارتباط با انرژی الهی قطع می شود شخصیت فرد به تدریج از لحاظ جسمی،ذهنی و روحی تحلیل می رود.
***
[توشیهیکو ایزتسو] (2)
همّت: قدرت اعجاز انگیز انسان کامل
The Magical Power of the Perfect Man
ابن عربی نوعی قدرت اعجاز انگیز را در انسان کامل شناسایی می کند. به این قدرت فوق العاده همت گفته می شود، که به معنای «انرژی معنوی متمرکز» است.
***
[یزدانپناه عسکری]
به جریان انداختن انرژی برای همت و قصدیت و آماده کردن «انرژی معنوی متمرکز» در همت (قصدیت)چهار تجلی نور و انرژی مکاشفه :
وضو و مسح در وضو. گردآوری و تنفس و برانگیختی انرژی مند در نیت و همت .1- چگونه همیشه پرانرژی باشیم، نورمن وینسنت پیل، مترجم: اسماعیل حسینی
2- مفاتیح الفصوص محی الدین ابن عربی ( بررسی مفاهیم کلیدی فصوص الحکم ) ، تالیف توشیهیکو ایزتسو ، ترجمه و تحقیق دکتر حسین مریدی – کرمانشاه : انتشارات دانشگاه رازی ، 1385
4+6:25+35
رضا از کرمان در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۱ در پاسخ به محسن طاهری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
سلام بر آقا محسن گل
امروز مرا چه شد چه دانم
امروز من از سبکدلانم
عزیزم قربان صفای دل وشکست نفسی شما که خود را سردر گم وبه دنبال خود شناسی میدانی
عزیزم نمیتوان گفت که اشعار جناب مولانا مجموعه ای از عبارات شاعرانه مقفی وادیبانه است بلکه دیوان ایشان بزرگترین ودرخشانترین دفتر شور وشیدایی است که ماحصل یک جهان بینی ژرف ،روشن وپویا نسبت به تمامی مسایل هستی با چشم اندازی به وسعت خود هستی است شاید به جرات بتوان گفت شعر هیچیک از شعرا از نقطه نظرگسترش حوزه عاطفی وهیجانات روحی به پای او نمیرسد ووقتی خواننده روشن دل وسبکروحی مثل حضرتعالی با اندیشههای والای این بزرگ مرد روبرو میشود نگاهش به جهان وقلمروی هستی دگرگون میگردد،بشریت هیچگاه از اندیشههای اوبینیاز نخواهد بودو افکار او همواره طراوت خود را داردو مایه حیرت همه نوع بشر وتمامی انسانهاست هرچند که خود او میفرماید:
شعر من نان مصر راماند
شب بر او بگذرد نتانی خورد
آن زمانش بخور که تازه بود
پیش از آنکه بر او نشیند گرد
گرچه شعر در جوهره وجودی خود حاصل بیخویشی است واز ناخودآگاه شاعر به بیرون تراوش مینماید که مولانا نیز از این قاعده قطعا مستثنی نیست ولیکن، بیشک مولانا که مستغرق دریای وحدت ومنور به انوار الهی است سخنانی را از دل گفته که همواره بر دل عاشقان مینشیندو به گفته عین القضات همدانی شعر آیینه است وهرکس در این آیینه تصویر مورد علاقه خود را میبیند وخوش به سعادت شما عزیزم که در این قاب آیینه تصاویر مولانا ، بهترین تصویر را دیده اید
آیینهام ،آینهام مرد مقالات نه ام
دیده شود حال من ار، چشم شود گوش شما
تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من
تا که به سیلم نکشد، کی کشدم بحر عطا
باشدکه سیل چشمانت شما را به دریای معرفت مولانا وصل کند. انشالله
شاد باشی شب خوش
سفید در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کاین خمار خام است
محمد صالح در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳:
زیبا بود.
محسن طاهری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
سلام بر دوستان عزیز
میشه یه نفر لطفا برای من توضیح بده که چرا من که یک انسان عادی و سر در گم هستم و فقط یه علاقه ساده به حضرت مولانا دارم و دنبال خودشناسی هم هستم و کلا ۱۰ساعت هم صرف خوانش و تحقیق درباره حضرت مولانا نکردم و در زندگی ام کلا چند بار گریه نکردم چرا باید به صورت اتفاقی این غزل را بخونم و اینقدر تحت تاثیر قرار بگیرم و حق حق گریه کنم ؟
مجتبی در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸:
به به ! چقدر زیبا و لطیف...
محمد حافظ دوست در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:
شکر در بیت ششم «شُکر » است نه «شَکر»
به دو دلیل
اولا اگر شَکر خوانده بشه وزن شعر مشخصا بر هم میریزد و شعر حافظ شعری نیست که کوچکترین مشکل وزنی بر آن مترتب باشد
ثانیا حافظ هر جا از اسم خاصی مثل شَکر استفاده میکند حتما آرایه مراعات نظیر را نیز برقرار می کند . در حالیکه در این بیت هیچ کلمه مرتبط با شکر مثل شهد ، شیرین ، لب ..... به کار نرفته است. کافیه به بقیه بیت هایی که حافظ در آن شَکر را به کار برده نگاه کنید همه جا کلمه دیگری در ارتباط با شکر به کار رفته
بنابراین
شُکر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بدعهدی زمانه زمانم نمی دهد
Ali Hadjimohamadali در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۸:
عالی هست این شعر ومن وقتی می خونم بغض میگیره منو
عباس صادقی زرینی در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۰:
هماهنگی و همکاری کلمات در شعر بیدل بی نظیر است . بیت : کسی از عهده قاتل .... را با دقت ببیند «عید قربان» را از نگاه و زبانی دیگر ، باد زدن و سوختن گوشت قربانی را با فرم تازه ای بیان کرده است حضرت بیدل استاد اینگونه نگاه های تازه میباشد
سالوس پر دعوی در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ:
پروردگار.
با توجه به حدیث (حدیث قرب نوافل): ...و بهدرستی که بهوسیله نافله به من تقرب میجوید تا آنجا که من دوستش میدارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او میشوم که با آن میشنود و چشمش میشوم که با آن میبیند و زبانش میگردم که با آن سخن میگوید.... .
لیلا خاوری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:
احمد ظاهر واقعا این شعر رو به شایستگی خوندند ، جای تحسین داره
رضا از کرمان در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۶ در پاسخ به Persian Poem Lover دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون:
سلام
در پاسخ به شما دوست گرامی عاشق شعر فارسی ذکر چند نکته الزامی است:
همانطور که مستحضرید به جرات کتاب مثنوی معنوی همانطور که از نامش پیداست یکی از برترین کتابهای ادبیات عرفانی است و در آن مولانا مجموعه ای از اندیشه های ناب ایرانی_دینی را گرد آوری نموده ومانند تمامی مثنوی های صوفیانه به طور عمده از حکایات وشخصیتهای حقیقی وغیر حقیقی وحتی حیوانات به شیوه تمثیل بجهت تفهیم وبیان تعلیمات تصوف ودشواریهای آدمی در راه وصول به آستان حضرت خداوند بهره برده است مولوی در این اثر قصد تعلیم راههای وصول به خداوند ومعرفت الهی را در قالب اندرز گویی وداستانسرایی دارد که شاید شنونده نتواند بدین صراحت موضوع را در غزلیات ایشان درک نماید پس بدیهی است که ممکن است بسیاری از حکایات پرداخته ذهن ایشان باشد کما اینکه در کل کتاب از این شخصیت پردازیها کم ندارد ونباید شنونده وخواننده این اثر کار اورا با آثار مورخان رسمی اشتباه بگیرند در ثانی در صورتی که این واقعه اتفاق هم افتاده باشد نقل آن دلیل هم فکری وهم داستانی با شخصیت های حکایت نیست کما اینکه بسیار فیلم وکتاب وآثار دیگر درمورد جنایات بشری مثلا نازیها در آلمان ساخته ونوشته شده وقیاس نویسنده یا کارگردان به صرف نقل موضوع با شخص هیتلر ودیگران قیاسی مع الفارق است ودر آخر بایدبه این نکته نه به گفته بنده بلکه به شهادت بسیاری از بزرگان ومولوی پژوهان ،اذعان داشت که سرچشمه فیض ووحی الهی باعث گردآوری این اثر شده است انجا که میگوید:
گر نبودی گوش های غیب گیر
وحی ناوردی زگردون یک بشیر
ضمن اینکه در متن حکایت هیچ اثری از تمجید از این عمل دیده نمیشود وهمچنین رافت اسلامی که فرمودید بنا بر شواهد تاریخی از صدر تا کنون خود جای شک ،بحث وشبهه دارد
در این حکایت اسیر دست بسته کافر نماینده نفس انسانی است و ضمن نقل حکایت به نقدصوفی پر مدعای بی جوهر پرداخته ودر حکایت بعدی احوال صوفی حقیقی را بیان میکند وچنین برداشت میشود که صوفیان متظاهر ،صوفیان واقعی را بدنام کردهاند.
شاد باشی عزیز
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۲:
شیخ گفت ما آنچ یافتیم به بیداری شب و به بیداوری سینه و بیدریغی مال یافتیم.
***
[یزدانپناه عسکری]
بی عیب و نقصی و نچسبیدن به چیزی و عدم قضاوت دیگران
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۷ - یکی هست و دو تا نیست:
20 - خوش باش، کزین هستی موهوم مزور - تا چشم بهم برزدهای شکل و نما نیست
***
[سهراب سپهری] (1)
مسافر
غروب بود. صدای هوش گیاهان به گوش میآمد.
مسافر آمده بود. و روی صندلی راحتی ، کنار چمن نشسته بود
دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است.
تمام راه به یکچیز فکر میکردم و رنگ دامنهها هوش از سرم میبرد.
خطوط جاده در اندوه دشتها گم بود.
چه درههای عجیبی! و اسب، یادت هست، سپید بود
و مثل واژه پاکی، سکوت سبز چمنزار را چرا میکرد.
و بعد، غربت رنگین قریههای سر راه. و بعد تونلها.
دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است. و هیچچیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه، هیچچیز مرا از هجوم خالی اطراف. نمیرهاند.
و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.***
[یزدانپناه عسکری]
ترنم موزون حزن برای موجوداتی گذرا و مسافرانی موهوم
1- هشت کتاب ، سهراب سپهری – تهران : انتشارات طهوری 1385- مسافر صص 306-304
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ میبدی » تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲- سورة البقره » بخش ۱۱۷ - ۳۶ - النوبة الثالثة:
1- در اعمال حج که هر چه نابکار و ناشایست است چشم و زبان و دل خویش از آن نگه دارد و ذلک فی قوله فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج
***
[قرآن کریم]
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوی وَ اتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْباب - البقرة : 197
***
[یزدانپناه عسکری]
رهایی و آزادی از تمام ویژگی های نوعی و فهرست انسانی به قصد طواف و صلاة. درانداختن فهرستی نو بر اساس تقوی و عدم خود بزرگ بینی .
263:807
جهن یزداد در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود:
نام غزنی درست است و نمیتوان انرا غزنی اورد
جهن یزداد در ۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » به سفلگان:
به گربه آه و به غلبه سپرز و خیم همه
وگر یتیم بدزدد بزنش و تاوان کن
عبدالرحمن محمدی در ۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶: