گنجور

حاشیه‌ها

kadirdemir در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

به نظر من بیت‌الغزل این غزل همان جایی است که می‌گوید

''قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان

گر چشم من اندر عقبش سیل براند''

حمزه حکمی ثابت در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

«ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت»

 

مرحوم دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب «از کوچه رندان» در شرح بیت مزبور بیان کرده‌اند که: خواجه در این بیت به رسم خرقه سوزانی متصوفه اشاره داشته است. توضیح آنکه صوفیان هر گاه پس از سالها مجاهدت و ریاضت و طی مراحل عرفانی، حضور حق تعالی را در قلب خود احساس می‌کردند، اعلام می‌کردند که به وصال و اتحاد کامل با حق نایل شده‌اند لذا خود را بی نیاز از خرقه می‌دانستند. به همین روی «به شکرانه» ی اینکه به وصال رسیده‌اند خرقه را از سر به درمی‌آورده و در آتش می‌سوزاندند. این شیوه را رسم خرقه سوزانی می‌نامند. 

به تعبیر دکتر زرین‌کوب حافظ در این بیت خطاب به معشوق گفته است که من خرقه انتظار را از تن به درآورده ام و به شکرانه وصال با تو در آتش سوزانده ام؛ حال آنکه هنوز معشوق نیامده و ماجرای فراق را کوتاه نکرده است اما حافظ آنقدر به وصال با او مطمئن است و آنچنان مشتاق دیدار اوست که پیش از آمدن او خرقه را به رسم صوفیان در آتش انداخته است

کایسا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

محرم فنا بیدل! زیر بار کسوت نیست.

هم می‌توان مَحرم خواند به معنی راز و هم می‌توان مُحرِم خواند به معنی حرام‌شده! که در آن صورت با کسوت هم در تناسب است. 

محرم فنا بیدل! زیر بار کسوت نیست.

شعله جامه‌ای دارد از برهنه‌دوشی‌ها

 

خیلی زیباست! شعله جامه‌ای از عریانی دارد. اخوان ثالث هم در شعر پاییز از این تعبیر زیبا سود جسته است: «جامه‌اش شولای عریانیست...»

 

در سرمه خوابیدن کنایه از خاموشی صدا است.

ناله تا نفس دزدید من به سرمه خوابیدم

نفس دزدیدن هم به معنای حبس کردن نفس است.

 

 

کایسا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۳:

بیت اول مصرع دوم ایراد تایپی دارد.

«چه سنگین بود یارب سایه‌ی دیوار مژگانت»

Mh Gh در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

این دو نفر کلی زور زدن که بگن عاشق شید .عشق بی منظور . آن موقع ندای خدا را همیشه در سینه هاتون خواهید داشت . خدا خود عشق است . بخاطر اینکه هیچ وقت منطق خدا تو کت خیلی ها نمیره . تنها فرق آدمها با بقیه موجودات تجربه عشق هست . هر کسی خودش یک دنیاست و نیاز به کسی ندارد

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۹ در پاسخ به هادی هنرمند دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دوست عزیز کمی با آرامش و دقت بیشتر بنویسید.

شما درست می فرمایید بسیار بوده اند که صدایی بهتر از شجریان داشته اند اما اگر اهل موسیقی باشید می دانید که صدا، تمامِ موسیقی نیست. همان طور که حسن و جمال، تماما به صورت زیبا نیست.

حضرت حافظ می فرماید:

این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و «آن» نیز هم

«آن» یک حسن و ملاحت خاص است فراتر از زیبایی ظاهر.

باید به این نکته برسید. 

قبل از همین حافظ جان، شعرای بزرگی بوده اند چه بسا بزرگ تر از حافظ. اما چرا فقط حافظ است که مهمان همه خانه ها و بلکه مهمان همه لحظه های پارسی زبانان است. چون حافظ «آن» دارد.

بیشتر بحث را ادامه نمی دهم

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم

چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود

به نظر می رسد در این بیت، «سیاه دانه» بهتر از «سیاه نامه» باشد. چون دانه و هسته، اساس وجود یک گیاه هستند؛ گیاه وجودش کاملا به ذات دانه وابسته است. شاید حافظ می خواهد بگوید بخت و اقبالم از ازل سیاه و تار است و وقتی وجود من و سرشت من سیاه است این سیاهی مانند دوده ای است که در درون قلم قرار گرفته و هر آنچه از دلم برمی خیزد دودناک و سیاه است.

سیاهی از نامه به قلم اثر نمی کند که  سیاهی نامه باعث شود اثرش به قلم برسد. 

نمی دانیم حافظ دقیقا کدام را به کار برده است اما با توجه به مفهوم، این نظر محتمل است.

PersoLatin در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۷ در پاسخ به ب.پرسان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

بسیار سپاسگزارم. پوزش می‌خوام اگر دارم از موضوع اصلی دور می‌شم، جالبه چون "یار" بن مضارع "یارستن" میشه که کاربرد روزمره "یار" که رفیق/کمک باشه،  رو کمی عوض میکنه مگر اینکه معنی نخستینِ یار "توان‌" بوده.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

در بیت

غایت کام و دولت است آن که به خدمتت رسید

بنده میان بندگان بسته میان به چاکری

در پایان مصرع اول فعل رسید از نظر آهنگ مشکل داره . به نظر می رسد باید فعل «رَسَد» باشد. در یکی از تصاویری که گذاشته اید نیز از فعل رسد استفاده شده است.

از نظر معنا فعل رسید، ماضی است و تمام شده است اما فعل رسد مضارع التزامی است و در طول زمان جاری است

فرهنگ معظمی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۱ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:

درود بر شما. بسیار عالی.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۹ در پاسخ به افسانه چراغی دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۶:

هر دو شکل درست است

زیر نگین بودن به معنی تملک و فرمانروایی داشتن

زین نگین به معنی زینت و زیبایی نگین

ولی با توجه به مصرع اول که تملک و فرمانروایی را آورده است نیازی نیست دوباره همان را بیاورد. بنابراین زین نگین ارجح است

غبار .. در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

سعدیا در قفای دوست مرو چه کنم می‌برد به اکراهم

سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی‌بصر من می‌روم(؟) او می‌کشد قلاب را..

علیرضا طالبی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۷:

ممنون میشم اگه یکی لطف کنه بصورت خلاصه بیت دوم رو توضیح بده

ابراهیم میرزایی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲:

در چشما هایش اثر بزرگ علوی چنین خواندم:

این چرخ فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جان پاک من و تو

بر سبزه نشین، پیاله کش، دیر نماند

تا سبزه برون دمد ز خاک من و تو

چاپ ۳۳ سال ۹۸ ص ۱۳

بزرگمهر در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۸:

در بیت اول در نسخه‌ء دو جلدی انتشارات بدیهه ، کلمه افگار ( به معنی آزرده ، خسته، رنجور) بجای افکار آمده که به نظر من با معنی تر است.

غبار .. در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

هزاران درودت باد سعدی...

علیرضا شجاع زاده در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد:

در دیوان شهریار چند بیت زیبای دیگر نیز هست که متاسفانه اینجا آورده نشده

منصور قربانی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:

منظور ازاینکه صبر  ناشطات وشکر  نازعات میباشند اینست که این دو صفت درانسان وقتی جزئ ذات فرد شدند ،درقیامت بمانند این دوفرشته(ناشطات و نازعات) تجلی می یابند .

حمیدرضا ابراهیم زاده در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۲ - حکایت:

 کلمه ادرار بود ؛ بر وزن افعال بود 

باید با واژه حسد بردن مقارنه ای داشته باشد

سرشت ادرار نیکویی است که حسد آور هم هست.

ادرار   . مدرار 

بیشتر به چرخه ای سودمند اشاره دارد.

استغفار چرخه ی بسیار بابرکتی دارد که خداوند فرمود در صورت استغفار

از آسمان برای توبه کننده برکت می بارانم...

و یرسل السماء مدرارا....

حمزه حکمی ثابت در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲:

خیام در «رساله کلیات وجود» یکی از طرق نیل به حق را کشف و شهود عرفانی قلمداد کرده است و اظهار داشته که در اثر تهذیب و تطهیر نفس، عکس حقایق عالم برین بر آینه دل جلوه گر می شود و عارف، حق و حقیقت را در نفس خود مشاهده می کند. این اشارت عرفانی حکیم نیشابوری یادآور آیه شریفه «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم آنه الحق» است. هر آینه که عارف حقیقت محض را در قلب خود مشاهده کند و سرائر هستی را بی کم و کاست در آینه جام خود معاینه نماید، ندای «انَّه الحق» سر میدهد و غیر خدا را باطل محض قلمداد می‌کند. این است که «انا الحق» حلاج، عرفانی غیر قرآنی را به تصویر می کشاند. عرفانی که شباهت زیادی با نیروانا دارد نه فناء فی الله اسلامی. 

از همان اشارت عرفانی خیام فهم می شود که حکیم ما اندیشه‌ها و گرایشات عرفانی هم داشته است. آورده‌اند که خیام در لحظه مرگ به سجده افتاد و گفت: اللّهم انّی عرفتک علی مبلغ امکانی، فاغفرلی، فان معرفتی ایاک وسیلتی الیک. 

با این همه شاید نتوان رباعی مشارٌالیه را سروده خیام دانست و شاید که از رباعیات سرگردانی باشد که سراینده آن یکی از عرفای به نامی همچون بوسعید ابی الخیر یا عطار و یا اوحد الدین کرمانی یا دیگران باشد. 

اما سراینده این رباعی هرکه باشد راه انسانیت را به ما نشان داده است. انسانیتی که برای نیل بدان باید از زندگی حیوانی ماده گرایانه دست شست. باید ترک تعلقات جسمانی و شهوانی کرد تا مهوش حقیقت در خانه دل سکنی گزیدند.

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت 

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

 

۱
…
۱۱۰۹
۱۱۱۰
۱۱۱۱
۱۱۱۲
۱۱۱۳
…
۵۸۵۰