گنجور

حاشیه‌ها

سفید در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

 

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

 

Hadi Golestani در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۳ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

لذت این غزل ،با تفسیر شما، دو صد چندان میشود

مجتبی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر:

چه شاه بیت زیبایی، 

«من بس گرسنه خفتم و شبها مشام من

بوی طعام خانهٔ همسایگان شنید»

مجتبی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۱ - آئین آینه:

سلام؛

عجب شعر پر از جواهر و گوهری، به راستی که یکرویی و یکدلی گوهری‌ست ناب و اکنون جزء ارزشهای انسانی شمرده می‌شود که پروین این را در یک قرن پیش به زیبایی بیان نموده.

روحش شاد...

«از مهر دوستان ریاکار خوشتر است

دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

آن کیمیا که میطلبی، یار یکدل است

دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست»

ب.پرسان در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به PersoLatin دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

« یارد » سوم شخص مفرد مضارع اخباری است و مصدر آن « یارستن » . « که یارد » یعنی چه کسی می تواند ، چه کسی دل و جرئت ( جرأت ) دارد . یارستن فقط توانستن نیست ، افزون بر توانستن ، شخصی « می یارد » که شهامت هم داشته باشد .

Shurideh در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۹ در پاسخ به شهباز دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » سوگندنامه:

دختر رز : کنایه از شراب لعل است - شراب انگوری - باده

PersoLatin در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۵ در پاسخ به PersoLatin دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

 آیا منظور از یارد "یاری دهد" (یاری دادن) است؟

PersoLatin در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

معنی "یارد" در این قسمت چیه؟ باسپاس

خرد را و جان را که یارد ستود - و گر من ستایم که یارد شنود

رضا صدر در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۸ در پاسخ به رامین کبیری دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق:

 

با شما موافقم و متاسفانه این اشتباهیست رایج در خواندن اشعار. در واقع برخلاف آنچه امروز می‌گیم، این تغییر صدای واو معدوله  برای مراعات قافیه نیست بلکه اصلاً صدای درست این واو بوده در اون زمان. زبان شناسان به ما میگن که در واقع تلفظ صحیح واو معدوله در حول و حوش قرون سعدی همیشه به همین شکل بوده، شاید صدایی بین فتحه و ضمه که هنوز هم در بعضی گویش‌های محلی به کار میره یا مثلاً در زبان کردی. پس به طور مثال تلفظ درست کلماتی مثل خوش، خورشید، و خور، لااقل به گویش آن دوران، میشه شبیه: «خُوَش»، «خُوَرشید»، و «خُوَر»، که صدای واو معدوله پس از خ ترکیب سه صداست (اُوَ) که به سرعت ادا میشه و در نتیجه شبیه صدای فتحه «اَ». به این ترتیب در اشعار اون دوره هر وقت این صدا قسمتی از قافیه بوده همیشه هم قافیه شده با کلمه‌ای که در اون نقطه فتحه دارند، درست مثل این شعر، و باید شبیه فتحه خونده بشه. حالا سوال اینه که آیا بهتره همیشه این صدا رو به همون شکل اصلی بخونیم یا لااقل شبیه فتحه، حتی وقتی در وسط مصرع هستند و نه جزئی از قافیه؟ یا اینکه با تلفظ امروزشون بخونیم؟ من به شخصه در این مورد نظری ندارم و می‌گذارم به عهده سلیقه‌ی خواننده. هستند کسانی که تلفظ اصلی رو در همه موارد به کار می‌برند، با فرض اینکه تلفظ اصلی با تلفظ امروز متفاوت بوده و اون تلفظ رو بدونیم (به نظر من بعضی‌ها هم ار سر تظاهر چنین می‌کنند). مثلاً می (=شراب) رو با فتح میم تلفظ می‌کنند.

توضیحات بیشتر در مورد تلفظ واو معدوله در صفحه ویکی پدیا:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

سفید در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

 

از زیباترین غزل‌های حافظ...

 

رسول ناصری زاده در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام

اشاره شاعر به اسلام ظاهری مردم است ( قرآن را رها کرده ) و پایبندی اهل ساغر به آیه «سلام» است ( که با هر پیاله ذکر سلام را جاری می سازند )

مسعود کریمی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم:

با توضیج خانم موسوی موافقم اما با ۲ نکته ی آغازینشان خیر.

ضمنا مولانا عدم را آغوش خدا میداند اما استثنائا عدم در ببت آخر معنای منفی دارد و به معنی بی ارزشی هست.

۲ نکته ی آغازین را اصلاح میکنم:

 

نکته اول :فقر مخلوق خداوند است و ترس از مخلوق اگر بدانی که مخلوق است مثل ترس از خالق ثواب است
نکته دوم:ترس ازفقر فایده ای دارد.به این صورت که اگر بدانی که این فقر و این ترس از دست دادن،خود ابزار هدایت است که در این صورت هم پیام خالق را گرفته ای و هم فقر از بین می رود چون وجودش موثر شده و رسالتش تمام گشته.
نکته سوم:اگر از خداوند بترسیم که این ترس عین توحید است به سبب این نوع ترس خداوند درهای رحمتش را باز میکند و چه بسا گنجهایی را نمایان سازد

 

نیما محمدی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۲:

این چیزهایی که نوشتید هیچکدوم مهم نیست مهم اینه که اون موقع آزادی بوده کسی که میخواسته میتونسته می و بت و بربط رو یه جا انتخاب کنه بشینه لب کشت کسی هم کارش نداشته 

همیرضا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۵ در پاسخ به Mahmood Shams دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

ملاک منبع کاغذی است که همان تصحیح قزوینی-غنی است (زیر تصویر با همین عنوان مشخص شده است).

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

شگفت که برخی میگویند این از مولوی نیست  اتفاقا  این بسیار مولویانه است و دیگران چچنین شعری نمیگویند اما مولوی در بند نیست پیداست سرخوش بوده

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۲۳ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

غزل  تنها  آنچه میشناسی نیز  سخنش غزلی هست  در دیوانهای دگر هم همینگونه بسیار است

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۹ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

برون جه یعنی  هل دادن و دفع
سالار دهی و خواجه ده
آن باده که گفته ای بمن ده
 گر دفع دهی  تو و برون جه
آن را به کس زنان خود نه
 اگر هل و برون جه  میدهی  و میگویی بیرون رو  آن  باده  را به کس زنان خود نه

Mahmood Shams در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

سلام و درود به عوامل محترم سایت عالی گنجور ، در تصاویری که خودتون از نسخ قدیمی منشتر کردید بیت :

با گدایان در میکده ، ای سالک راه

به ادب باش ، گر از سِرِّ خدا آگاهی 

آمده ولی در متن غزل نیست

لطفا بررسی و اضافه بفرمایید

با سپاس

 

Keivan Damankesh در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۷ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

در بیت آخر گفته سخن ، درست است و تغییر آن به تحفه دلیلی ندارد. گفته اصطلاحی موسیقیایی است.  بنگرید به مقاله شفیعی کدکنی در ماهنامه سخن (یک اصطلاح موسیقایی در شعر حافظ)

جانعلی سوادکوهی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد:

درچنان ننگی و آنگه این عجب

فخر دین خواهد که گویندش لقب

دکتر محمد علی موحد در جلسات مثنوی خوانی خود، با احتیاط احتمال داده اند که شاید در اینجا  مولانا با استفاده از عبارت فخر دین، می خواسته کنایه و طعنه ای به فخر رازی بزند.

۱
…
۱۱۱۰
۱۱۱۱
۱۱۱۲
۱۱۱۳
۱۱۱۴
…
۵۸۵۰