بخش ۶ - نامهٔ کاووس به افراسیاب، نبرد با تورانیان و شکست افراسیاب
فرستاده شد نزد قیصر ز شاه
سواری که اندر نوردید راه
بفرمود کز نامداران روم
کسی کاو بنازد بران مرز و بوم
جهان دیده باید عناندار کس
سنان و سپر بایدش یار بس
چنین لشکری باید از مرز روم
که آیند با من به آباد بوم
پس آگاهی آمد ز هاماوران
بدشت سواران نیزهوران
که رستم به مصر و به بربر چه کرد
بران شهریاران به روز نبرد
دلیری بجستند گرد و سوار
عنان پیچ و مردافگن و نیزهدار
نوشتند نامه یکی مردوار
سخنهای شایسته و آبدار
چو از گرگساران بیامد سپاه
که جویند گاه سرافراز شاه
دل ما شد از کار ایشان بدرد
که دلشان چنین برتری یاد کرد
همی تاج او خواست افراسیاب
ز راه خرد سرش گشته شتاب
برفتیم با نیزههای دراز
برو تلخ کردیم آرام و ناز
ازیشان و از ما بسی کشته شد
زمانه به هر نیک و بد گشته شد
کنون کآمد از کار او آگهی
که تازه شد آن تخت شاهنشهی
همه نامداران شمشیرزن
برین کینه گه بر شدند انجمن
چو شه برگراید ز بربر عنان
به گردن برآریم یکسر سنان
زمین کوه تا کوه پرخون کنیم
ز دشمن بیابان چو جیحون کنیم
فرستاده تازی برافگند و رفت
به بربرستان روی بنهاد و تفت
چو نامه بر شاه ایران رسید
بران گونه گفتار بایسته دید
ازیشان پسند آمدش کارکرد
به افراسیاب آن زمان نامه کرد
که ایران بپرداز و بیشی مجوی
سر ما شد از تو پر از گفتوگوی
ترا شهر توران بسندست خود
به خیره همی دست یازی ببد
فزونی مجوی ار شدی بینیاز
که درد آردت پیش رنج دراز
ترا کهتری کار بستن نکوست
نگه داشتن بر تن خویش پوست
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست منست
پلنگ ژیان گرچه باشد دلیر
نیارد شدن پیش چنگال شیر
چو آگاهی آمد به افراسیاب
سرش پر ز کین گشت و دل پرشتاب
فرستاد پاسخش کاین گفتوگوی
نزیبد جز از مردم زشت خوی
ترا گر سزا بودی ایران بدان
نیازت نبودی به مازندران
چنین گفت کایران دو رویه مراست
بباید شنیدن سخنهای راست
که پور فریدون نیای منست
همه شهر ایران سرای منست
و دیگر به بازوی شمشیرزن
تهی کردم از تازیان انجمن
به شمشیر بستانم از کوه تیغ
عقاب اندر آرم ز تاریک میغ
کنون آمدم جنگ را ساخته
درفش درفشان برافراخته
فرستاده برگشت مانند باد
سخنها به کاووس کی کرد یاد
چو بشنید کاووس گفتار اوی
بیاراست لشکر به پیکار اوی
ز بربر بیامد سوی سوریان
یکی لشکری بیکران و میان
به جنگش بیاراست افراسیاب
به گردون همی خاک برزد ز آب
جهان کر شد از نالهٔ بوق و کوس
زمین آهنین شد هوا آبنوس
ز زخم تبرزین و از بس ترنگ
همی موج خون خاست از دشت جنگ
سر بخت گردان افراسیاب
بران رزمگاه اندر آمد بخواب
دو بهره ز توران سپه کشته شد
سرسرکشان پاک برگشته شد
سپهدار چون کار زانگونه دید
بیآتش بجوشید همچون نبید
به آواز گفت ای دلیران من
گزیده یلان نره شیران من
شما را ز بهر چنین روزگار
همی پرورانیدم اندر کنار
بکوشید و هم پشت جنگ آورید
جهان را به کاووس تنگ آورید
یلان را به ژوپین و خنجر زنید
دلیرانشان سر به سر بفگنید
همان سگزی رستم شیردل
که از شیر بستد به شمشیر دل
بود کز دلیری ببند آورید
سرش را به دام گزند آورید
هرآنکس که او را به روز نبرد
ز زین پلنگ اندر آرد به گرد
دهم دختر خویش و شاهی ورا
برآرم سر از برج ماهی ورا
چو ترکان شنیدند گفتار اوی
سراسر سوی رزم کردند روی
بشد تیز با لشکر سوریان
بدان سود جستن سرآمد زیان
چو روشن زمانه بران گونه دید
ازانجا سوی شهر توران کشید
دلش خسته و کشته لشکر دو بهر
همی نوش جست از جهان یافت زهر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
قیصر رستم افراسیاب کیکاووس فریدون (اشاره)
هوش مصنوعی: کاووس تصمیم میگیرد با فرستادن نامهای به افراسیاب، از او بخواهد که بیش از این در امور ایران دخالت نکند و به شهر خود محدود شود. افراسیاب در پاسخ، به تهدید و ادعای تسلط بر ایران میپردازد و اعلام میکند که پادشاهی او از فریدون، نیاکانش است. با این وضعیت، کاووس لشکری گرد میآورد و آماده نبرد میشود. جنگی خونین در میگیرد که در آن دو طرف کشتههای زیادی میدهند و در نهایت افراسیاب دچار شکست میشود و با دل شکسته به شهر خود باز میگردد. جنگ بین دو گروه ادامه دارد و هر دو طرف دچار خسارتهای سنگین میشوند.
هوش مصنوعی: فرستادهای به نزد قیصر (امپراتور روم) فرستاده شد، از طرف شاه، سواری که در نبردها راه را پیموده و تجربه دارد.
هوش مصنوعی: شاه کاووس دستور داد که یکی از نامداران رومی را که بر آن سرزمین و منطقه افتخار میکند، به خدمت بفرستند.
هوش مصنوعی: کسی که به رهبری و فرماندهی میپردازد، باید آگاه و باتجربه باشد و برای جنگ، نیاز به یارانی کارآمد و تجهیزات مناسب مانند نیزه و سپر دارد.
هوش مصنوعی: لشکری باید از مرز روم بیاید که همراه من به سرزمین آباد بیایند.
هوش مصنوعی: پس از آن، خبرهایی از سرزمین هاماوران به کاووس رسید که سواران و نیزهداران آنجا در حال آمدن هستند.
هوش مصنوعی: رستم در جنگها با مصر و بربر چه کرد و چگونه با شهریاران آن دیار در روز نبرد مقابله کرد.
هوش مصنوعی: سوارهنظام و جنگجویان دلیر به میدان نبرد حمله کردند و فرماندهان سوار بر اسب، نیزهها و سلاحهای خود را برای جنگ آماده کردند.
هوش مصنوعی: نامهای به دست یک مردوار (مرد دلاور) نوشتند که حاوی سخنان شایسته و موثر بود.
هوش مصنوعی: پس از آنکه سپاه شاه در جایی به نام گرگساران آمد، تصمیم به جستجوی محل حضور شاه سرافراز گرفتند.
هوش مصنوعی: دل ما از کارهای آنها رنجیده است، چرا که آنها به این برتری خود چنین میبالند و خود را برتر میشمارند.
هوش مصنوعی: افراسیاب تاج او را خواست، زیرا از طریق هوش و درایت متوجه شده که سرش به سرعت در حال کم شدن است.
هوش مصنوعی: ما با نیزههای بلند و قوی حرکت کردیم و در این مسیر، آرامش و راحتی را به شکلی تلخ و دشوار برداشتیم.
هوش مصنوعی: در این زمانه، هم از دشمنان و هم از ما، تعدادی زیادی کشته شدهاند و این وضعیت به خاطر خوبیها و بدیهایی است که در تاریخ اتفاق افتاده است.
هوش مصنوعی: اکنون از کار او (کاووس) خبر رسیده که تخت پادشاهی شاهنشاهی دوباره به تازگی برقرار شده است.
هوش مصنوعی: همهٔ دلاوران جنگجو به خاطر این کینه گرد هم جمع شدند.
هوش مصنوعی: وقتی که شاه (کاووس) از بربر (دشمن) برگشت، به یکباره شمشیرها را به دوش میزنیم و آمادهی نبرد میشویم.
هوش مصنوعی: زمین را تا کوهها از خون دشمن پر خواهیم کرد، مثل اینکه بیابان را به رود جیحون تبدیل میکنیم.
هوش مصنوعی: فرستادهای از تازیان (عربها) را به دست گرفت و او را به سویی از بربرستان (سرزمینهای بربرها) فرستاد و به آنجا رفت.
هوش مصنوعی: نامهای که به شاه ایران رسید، او آن را به گونهای شایسته و مناسب دانست.
هوش مصنوعی: کاووس از عملکرد افراسیاب راضی شد و در آن زمان نامهای به او نوشت.
هوش مصنوعی: ایران را بهتر است بپرستی و به دنبال چیز دیگری نروی، چون سر ما (سرزمین ما) از گفتوگوهای تو پر شده است.
هوش مصنوعی: شهر توران برای تو کافی است و تو به خاطر خَیر (فایده یا منفعت) به آنجا میروی و دست به کارهای ناپسند و ناشایست میزنی.
هوش مصنوعی: هرگز فزونی و زیادیها را جستجو مکن، اگر به جایی رسیدی که بینیاز هستی؛ چون این زیادطلبی میتواند درد و رنجی بزرگتر از رنجهای طولانی به تو تحمیل کند.
هوش مصنوعی: تو که در کارها ناتوانی و به دیگران کمک نمیکنی، بهتر است تا زمانی که در جایگاه قدرت نیستی، از خودت محافظت کنی و دقت داشته باشی.
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که ایران مایم و همه جهان تحت فرمان ماست.
هوش مصنوعی: هرچند پلنگ (نماد شجاعت) جانوری دلاور و شجاع است، اما هرگز نمیتواند با چنگال شیر (نماد قدرت و سلطه) رقابت کند.
هوش مصنوعی: زمانی که افراسیاب از ماجرا باخبر شد، سر او پر از خشم و کینه شد و دلش از شتاب و هیجان پر شد.
هوش مصنوعی: افراسیاب در پاسخ گفت که این گفتوگو شایستهی انسانی درستکار نیست و تنها از انسانهای زشتخوی برمیآید.
هوش مصنوعی: اگر تو سزاوار و شایستهٔ ایران بودی، نیازی به مازندران (مناطق دیگر) نداشتی.
هوش مصنوعی: او گفت: ای ایران، تو دوزیست که من را در خود جا دادهای، پس لازم است که سخنهای درست را بشنوی.
هوش مصنوعی: فریدون، جد (نیای) من است و تمام سرزمین ایران، خانه و دیار من به شمار میرود.
هوش مصنوعی: من با قدرت و شدت بازوی کسی را که شمشیر میزند، از تازیان (سربازان عرب) خالی و تهی کردم.
هوش مصنوعی: برای پیروزی در جنگ، از کوه تیری مانند شمشیر عقاب برمیزنم تا دشمن را در میان ابرهای تیره شکست دهم.
هوش مصنوعی: اکنون من برای جنگ آماده شدم و پرچم رنگارنگ را به اهتزاز درآوردم.
هوش مصنوعی: فرستادهای که مانند باد سریع برگشت، سخنانی را که دربارهٔ کاووس گفت، یادآوری کرد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه کاووس سخنان فرستاده را شنید، لشکر را برای نبرد با او (افراسیاب) آماده کرد.
هوش مصنوعی: لشکری بزرگ و بینهایت از بربرها به سوی سوریان آمد.
هوش مصنوعی: افراسیاب برای جنگ با کاووس آمادگی کامل ایجاد کرد و به آسمان خاک میپاشید، گویی در حال نشان دادن قدرت خود است.
هوش مصنوعی: زمین در صدای نالهٔ سازها و طنین کوسها به شدت به لرزه درآمد و جو طرحی از فلز به خود گرفت، گویی که هوای آنجا مانند چوب درخت آبنوس است.
هوش مصنوعی: از شدت زخمی که تبرزین (نوعی شمشیر) میزند و به خاطر صدا و هیاهوی زیاد، خون به قدری زیاد از دشت جنگ بالا میآید که مثل موجی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: افراسیاب، پادشاه توران، در میدان جنگ به خواب فرو رفته است و این خواب به دلیل سرنوشت نامساعدش به او دست داده است.
هوش مصنوعی: دو گروه از سربازان تورانی در جنگ کشته شدند و سرکردگان آنها به طور کامل فرار کردند.
هوش مصنوعی: سپهدار (سر سپاه) وقتی دید که اوضاع به این شکل است، بدون اینکه آتش (خشم یا جنگ) داشته باشد، مانند شراب (نبید) به شدت اینسو و آنسو میجوشید و به هیجان آمده بود.
هوش مصنوعی: کاووس به دلیرانش میگوید که شما بهترین و شجاعترین جنگجویان من هستید، مانند یلانی که از میان شیران نر انتخاب شدهاند.
هوش مصنوعی: من شما را برای چنین روزگاری تربیت کردم و در کنار خود بزرگ کردهام.
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش در جنگ، جهان را بر کاووس تنگ کنید و به او فشار بیاورید.
هوش مصنوعی: دلیران را به ژوپین (جنگ افزار) و خنجر بزنید و آنان را یکی پس از دیگری به قتل برسانید.
هوش مصنوعی: سگزی، یعنی زخم و جراحت، یادآور رستم است که او دلیر و شجاع است و با شمشیر خود از غول یا دشمنی قویتر، پیروز شده و او را به زانو درآورده است.
هوش مصنوعی: در نتیجه دلیری و شجاعتش، سر دشمن را به دام میاندازند و زخمی میشود.
هوش مصنوعی: هرکس که در روز جنگ از زین اسب پلنگ مانند خود را به میدان بیاورد و جنگ کند، به این معناست که به خوبی آمادهٔ نبرد است.
هوش مصنوعی: من به جنگ با افراسیاب دختر خود را و تاج و تخت را تقدیم میکنم و او را از برج ماهی آزاد میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی ترکان سخنان کاووس را شنیدند، تماماً به سوی جنگ رفتند.
هوش مصنوعی: کاووس با سرعت به سمت لشکر سوریان رفت، زیرا دیگر فایدهای در ماندن و زیان دیدن نمیدید.
هوش مصنوعی: وقتی که روز روشن شد و او اینچنین منظره را دید، به سمت شهر توران حرکت کرد.
هوش مصنوعی: دل کاووس از جنگ و کشتار لشکر بسیار رنجیده و دلزده شده است. او از دنیای ناامیدکننده و تلخ به زهر و مرگ فکر میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.