بخش ۹۱ - آزمایش هرمزد با پرسشهای بزرجمهر
بفرمود کسری به کارآگهان
که جویند راز وی اندر نهان
نگه داشتندی به روز و به شب
اگر داستان را گشادی دو لب
ز کاری که کردی بدی با بهی
رسیدی بشاه جهان آگهی
به بوزرجمهر آن زمان شاه گفت
که رازی همیداشتم در نهفت
ز هفتاد چون سالیان درگذشت
سر و موی مشکین چو کافور گشت
چومن بگذرم زین سپنجی سرای
جهان رابباید یکی کدخدای
که بخشایش آرد به درویش بر
به بیگانه و مردم خویش بر
ببخشد بپرهیزد از مهر گنج
نبندد دل اندر سرای سپنج
سپاسم ز یزدان که فرزند هست
خردمند و دانا و ایزد پرست
وز ایشان بهرمزد یازان ترم
برای و بهوشش فرازان ترم
ز بخشایش و بخشش و راستی
نبینم همی در دلش کاستی
کنون موبدان و ردان را بخواه
کسی کو کند سوی دانش نگاه
بخوانیدش و آزمایش کنید
هنر بر هنر بر فزایش کنید
شدند اندران موبدان انجمن
ز هر در پژوهنده و رای زن
جهانجوی هرمزد را خواندند
بر نامدارنش بنشاندند
نخستین سخن گفت بوزرجمهر
که ای شاه نیک اختر خوب چهر
چه دانی کزو جان پاک و خرد
شود روشن وکالبد برخورد
چنین داد پاسخ که دانش به است
که داننده برمهتران بر مه است
بدانش بود مرد را ایمنی
ببندد ز بد دست اهریمنی
دگر بردباری و بخشایشست
که تن را بدو نام و آرایشست
بپرسید کز نیکوی سودمند
بگو ازچه گردد چو گردد بلند
چنین داد پاسخ که آنک از نخست
بنیک و بد آزرم هرکس بجست
بکوشید تا بردل هرکسی
ازو رنج بردن نباشد بسی
چنین داد پاسخ که هرکس که داد
بداد از تن خود همو بود شاد
نگه کرد پرسنده بوزرجمهر
بدان پاکدل مهتر خوب چهر
بدو گفت کز گفتنی هرچ هست
بگویم تو بشمر یکایک بدست
سراسر همه پرسشم یادگیر
به پاسخ همه داد بنیاد گیر
سخن را مگردان پس و پیش هیچ
جوانمردی وداد دادن بسیچ
اگر یادگیری چنین بیگمان
گشادست برتو در آسمان
که چندین به گفتار بشتافتم
ز پرسنده پاسخ فزون یافتم
جهاندار آموزگار تو باد
خرد جوشن و بخت یار تو باد
کنون هرچ دانم بپرسم ز داد
توپاسخ گزار آنچ آیدت یاد
ز فرزند کو بر پدر ارجمند
کدامست شایسته و بیگزند
ببخشایش دل سزاوار کیست
که بر درد او بر بباید گریست
ز کردار نیکی پشیمان کراست
که دل بر پشیمانی او گواست
سزاکیست کو را نکوهش کنیم
ز کردار او چون پژوهش کنیم
ز گیتی کجا بهتر آید گریز
که خیزد از آرام او رستخیز
بدین روزگار از چه باشیم شاد
گذشته چه بهتر که گیریم یاد
زمانه که او را بباید ستود
کدامست وما از چه داریم سود
گرانمایهتر کیست از دوستان
کز آواز او دل شود بوستان
کرا بیشتر دوست اندر جهان
که یابد بدو آشکار ونهان
همان نیز دشمن کرا بیشتر
که باشد برو بر بداندیشتر
سزاوار آرام بودن کجاست
که دارد جهاندار ازو پشت راست
ز گیتی زیانکارتر کارچیست
که بر کرده خود بباید گریست
ز چیزی که مردم همیپرورد
چه چیزیست کان زودتر بگذرد
ستمکاره کش نزد اوشرم نیست
کدامست کش مهر وآزرم نیست
تباهی بگیتی ز گفتار کیست
دل دوستانرا پر آزار کیست
چه چیزیست کان ننگ پیش آورد
همان بد ز گفتار خویش آورد
بیک روز تا شب برآمد ز کوه
ز گفتار دانا نیامد ستوه
چو هنگام شمع آمد از تیرگی
سرمهتران تیره از خیرگی
ز گفتار ایشان غمی گشت شاه
همیکرد خامش بپاسخ نگاه
گرانمایه هرمزد برپای خاست
یکی آفرین کرد بر شاه راست
که از شاه گیتی مبادا تهی
همیباد بر تخت شاهنشهی
مبادا که بیتو ببینیم تاج
گر آیین شاهی وگر تخت عاج
به پوزش جهان پیش تو خاک باد
گزند تو را چرخ تریاک باد
سخن هرچ او گفت پاسخ دهم
بدین آرزو رای فرخ نهم
ز فرزند پرسید دانا سخن
وزو بایدم پاسخ افگند بن
به فرزند باشد پدر شاددل
ز غمها بدو دارد آزاد دل
اگر مهربان باشد او بر پدر
به نیکی گراینده و دادگر
دگر آنک بر جای بخشایست
برو چشم را جای پالایشست
بزرگی که بختش پراگنده گشت
به پیش یکی ناسزا بنده گشت
ز کار وی ار خون خروشی رواست
که ناپارسایی برو پادشاست
دگر هر که با مردم ناسپاس
کند نیکویی ماند اندر هراس
هران کس که نیکی فرامش کند
خرد رابکوشد که بیهش کند
دگر گفت ازآرام راه گریز
گرفتن کجا خوبتر از ستیز
به شهری که بیداد شد پادشا
ندارد خردمند بودن روا
ز بیدادگر شاه باید گریز
کزان خیزد اندر جهان رستخیز
چه گوید که دانی که شادی بدوست
برادر بود با دلارام دوست
دگر آنک پرسد ز کار زمان
زمانی کزو گم شود بدگمان
روا باشد ار چند بستایدش
هم اندر ستایش بیفزایدش
دگر آنک پرسید ازمرد دوست
ز هر دوستی یارمندی نکوست
توانگر بود چادر او بپوش
چو درویش باشد تو با او بکوش
کسی کو فروتنتر و رادتر
دل دوستانش بدو شادتر
دگر آنک پرسد که دشمن کراست
کزو دل همیشه بدرد و بلاست
چوگستاخ باشد زبانش ببد
ز گفتار او دشمن آید سزد
دگر آنک پرسید دشوار چیست
بیآزار را دل پر آواز کیست
چو بد بود وبد ساز با وی نشست
یکی زندگانی بود چون کبست
دگر آنک گوید گوا کیست راست
که جان وخرد برگوا برگواست
به از آزمایش ندیدم گوا
گوای سخنگوی و فرمانروا
زیانکارتر کار گفتی که چیست
که فرجام ازان بد بباید گریست
چوچیره شود بر دلت بر هوا
هوا بگذرد همچو باد هوا
پشیمانی آرد بفرجام سود
گل آرزو را نشاید بسود
دگر آنک گوید که گردان ترست
که چون پای جویی بدستت سرست
چنین دوستی مرد نادان بود
سرشتش بد و رای گردان بود
دگر آنک گوید ستمکاره کیست
بریده دل ازشرم و بیچاره کیست
چوکژی کند مرد بیچاره خوان
چو بی شرمی آرد ستمکاره خوان
هرآنکس که او پیشه گیرد دروغ
ستمکارهای خوانمش بیفروغ
تباهی که گفتی ز گفتار کیست
پرآزارتر درد آزار کیست
سخن چین و دو روی و بیکار مرد
دل هوشیاران کند پر ز درد
بپرسید دانا که عیب از چه بیش
که باشد پشیمان ز گفتار خویش
هرآنکس که راند سخن بر گزاف
بود بر سر انجمن مرد لاف
بگاهی که تنها بود در نهفت
پشیمان شود زان سخنها که گفت
هم اندر زمان چون گشاید سخن
به پیش آرد آن لافهای کهن
خردمند و گر مردم بیهنر
کس از آفرینش نیابد گذر
چنین بود تا بود دوران دهر
یکی زهر یابد یکی پای زهر
همه پرسش این بود و پاسخ همین
که برشاه باد از جهان آفرین
زبانها بفرمانش گوینده باد
دل راد او شاد و جوینده باد
شهنشاه کسری ازو خیره ماند
بسی آفرین کیانی بخواند
ز گفتار او انجمن شاد شد
دل شهریار از غم آزاد شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه، به کارآگاهان فرمان میدهد تا راز خود را بیابند. پس از سالها کار و اندیشیدن، بزرجمهر، دانای معروف، برای آزمون به حضور شاه میآید و به سوالات او درباره نیکی، دانش و فضیلت پاسخ میدهد. او به کسری یادآوری میکند که بهترین راه برای حفظ آرامش و حکمرانی خوب، بخشش و بزرگمنشی است و باید از بدیها پرهیز کرد. در پاسخ به سوالاتی درباره دوستی، دشمنی و رفتار با مردم، بزرجمهر حکمتهایی بیان میکند که نشاندهنده اهمیت راستی و صداقت در زندگی است. در نهایت، کسری از سخنان بزرجمهر شگفتزده میشود و دلش شاد میگردد، به طوری که از غم آزاد میشود.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه ایران) به افراد دانا و باتجربه دستور داد که دنبال راز و حقیقتی باشند که در دل پنهان است.
هوش مصنوعی: آنها در روز و شب مراقب و گوشبهزنگ بودند تا اگر کسی داستانی را گفت، آن را فراموش نکنند و حفظ کنند.
هوش مصنوعی: از کاری که انجام دادی، به خوبی و بدی رسیدی، و اکنون به پادشاه جهان خبر دار شدهای.
هوش مصنوعی: شاه به بوزرجمهر در آن زمان گفت که رازی را در دل پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: چون هفتاد سال از عمر او گذشت، سر و موی او مانند کافور سفید و نرم شد.
هوش مصنوعی: من از این دنیا و زحماتش میگذرم و بر این باورم که باید در جهان یک سرپرست و رئیس مناسب وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: بخشش باید به درویش (فقیر) داده شود، نه تنها به بیگانگان و مردم خودی.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد بخشش کند، از محبت و دوستی پرهیز میکند و نباید دلش به گنج و ثروت متصل شود.
هوش مصنوعی: از خداوند سپاسگزارم که فرزندی دارم خردمند، دانا و خداپرست.
هوش مصنوعی: من از میان آنها، هرازگاهی به هرمزد (خدای بزرگ) نزدیکترم و از نظر هوش و دانش، از آنها بالاترم.
هوش مصنوعی: از جوانب لطف و بخشش و صداقت، در دل او هیچ نقصی نمیبینم.
هوش مصنوعی: اکنون مغها و دانشمندان را فرابخوانید، کسی که به سوی دانش توجه و نگرش دارد.
هوش مصنوعی: او را بخوانید و هنرهایش را آزمایش کنید و بر استعداد و خلاقیت او بیفزایید.
هوش مصنوعی: در آنجا موبدان گرد هم آمدند تا از هر سو، دربارهٔ موضوعی تحقیق و بررسی کنند و نظرات خود را بیان کنند.
هوش مصنوعی: هرمز، فردی جنگجو و بزرگ را دعوت کردند و او را بر تخت نشاندند.
هوش مصنوعی: نخستین چیزی که بوزرجمهر، وزیر دانا، بیان کرد این بود که ای شاه، تویی که ستارهای نیک و چهرهای زیبا داری.
هوش مصنوعی: چه میدانی دربارهٔ کسی که روح و خردش پاک است و بدنش روشن و پاکیزه شده است؟
هوش مصنوعی: او در پاسخ گفت که دانش برتر از هر چیز است و کسی که دارای دانش باشد، از دیگران برجستهتر و مهمتر است.
هوش مصنوعی: دانش باعث میشود که آدمی از خطرات و شرّهای اهریمنی در امان باشد و او را محافظت کند.
هوش مصنوعی: بردباری و بخشایش نیز از ویژگیها و کمالات انسانی است که به تن انسان زیبایی و شرف میبخشد.
هوش مصنوعی: برزگمهری از کسری نوشین روان میپرسد که از چه رو یا به چه دلیل فرد به نیکی و سودمندی میرسد و آیا این امر سبب میشود که او در جایگاه بلند و مرتفعی قرار گیرد.
هوش مصنوعی: او (کسری) چنین پاسخ داد که از آغاز هر فردی برای نیک و بد احترام قائل است و به دنبال آن میگردد.
هوش مصنوعی: باید تلاش کنید تا هیچ کسی را نجنگانید و برای او درد و رنج ایجاد نکنید.
هوش مصنوعی: او چنین پاسخ داد که هرکس به دیگران بدی کند، در واقع شادی را از خود میگیرد و خود را از نظر روحی دچار رنج میسازد.
هوش مصنوعی: پرسنده (هرمز) به بوزرجمهر، مرد نیکوکار و با دل پاک و چهره زیبا، نگاه کرد.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر به او (کسری) گفت که هر چیزی را که میخواهم بگویم، تو تمام آنها را یکییکی بشمار.
هوش مصنوعی: تمام پرسشهایم را به خاطر بسپار و به پاسخها توجه کن، زیرا پاسخها پایه و اساس دانش هستند.
هوش مصنوعی: سخن را به عقب و جلو نبر، زیرا انسانهای جوانمرد در دادن پاسخ، بسیار صادق و راستگو هستند.
هوش مصنوعی: اگر مطمئن هستی که یادگیری برای تو در آسمان و در دسترس است، بیشک باید از آن استفاده کنی.
هوش مصنوعی: من به اندازهٔ کافی به گفتن پاسخها پرداختم و از پرسشکننده بیشتر پاسخهای خوبی گرفتم.
هوش مصنوعی: ای خدا، یکی از بزرگان و پادشاهان فراوان را تو بیاموز و به او فراگرفتن خرد و همچنین سعادتی را بده که در زندگیاش همراه او باشد.
هوش مصنوعی: حالا هر چه میدانم، از تو سؤال میکنم و تو باید پاسخ بدهی به آنچه که به یادت هست.
هوش مصنوعی: از میان فرزندان که به پدر ارجمند خود میبالند، کدامیک شایسته و بیعیب و نقص است؟
هوش مصنوعی: کدام دل سزاوار بخشایش است که بر اندوه او باید گریه کرد؟
هوش مصنوعی: کسی که از کردار نیک خود پشیمان باشد، چه کسی است و این پشیمانیاش به دل او گواهی میدهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی را نکوهش میکنیم، باید ابتدا کارهای او را با دقت بررسی کنیم و ببینیم که آیا شایستهٔ سرزنش است یا نه.
هوش مصنوعی: بهتر از کجا میتوان فرار کرد از این دنیا که از آرامش آن قیام و جنبش برمیخیزد؟
هوش مصنوعی: در این زمانه، از چه دلیلی باید شاد باشیم وقتی که گذشتهها و روزهای خوب را به خاطر میآوریم و آنها را فراموش نمیکنیم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم زمانه را ستود در حالی که از آن چه بهرهای داریم؟
هوش مصنوعی: دوستانی که صدای آنها باعث آرامش و شادی دل میشود، از سایر دوستان باارزشتر و گرانبهاتر هستند.
هوش مصنوعی: هر کس در دنیا بیشتر دوستی پیدا کند، آن دوست هم به روز و هم در نهان، یاریگر او خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کس که دوست بیشتری در دنیا پیدا کند، دشمن او نیز بیشتر خواهد شد، به ویژه اگر آن دشمن فردی بداندیش باشد.
هوش مصنوعی: آرامش و سکون در کجا ممکن است که جهاندار (پادشاه) از آن مکان پشت و حمایت محکم دارد؟
هوش مصنوعی: تنها کار بدتر از آسیبدیدن از جهان، انجام کارهایی است که انسان باید به خاطر آنها بر خود بگرید.
هوش مصنوعی: از چیزی که مردم به آن وابستهاند و آن را پرورش میدهند، چه چیزی وجود دارد که به سرعت از بین میرود یا ناپایدار است؟
هوش مصنوعی: ستمکاران نزد او شرم و حیا ندارند و نمیدانند کدام یک از آنان نسبت به کسانی که در میانشان مهر و محبت نیست، باید شرم کنند.
هوش مصنوعی: ویرانی و بدی در دنیا از چه زبانی ناشی میشود و چه کسی است که دل دوستان را با سخنانش آزار میدهد؟
هوش مصنوعی: چیزی که باعث رسوایی و عیب و shame (ننگ) برای فرد شده است، همان بدیای است که او خود از گفتارش به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: روزی تا شب از کوه بالا آمد، اما از صحبتهای دانا و باتجربه خسته نشد.
هوش مصنوعی: وقتی شب به پایان میرسد و زمان روشن شدن شمع میرسد، سران و بزرگان (سرمهتران) از خوشحالی و خیرگی (مسرت) درگیر آرامش هستند.
هوش مصنوعی: شاه از گفتههای سرمهتران احساس ناراحتی کرد و به همین خاطر به سکوت و بیجوابی پرداخت.
هوش مصنوعی: هرمز، شخصیتی باارزش و گرانقدر، از جای خود بلند شد و با احترام و ستایش به شاه راست گفت.
هوش مصنوعی: هرگز نباید از شاه دنیا خالی بمانیم، زیرا این باعث میشود که بر تخت سلطنت پادشاهی، باد بیفتد و بیثباتی ایجاد شود.
هوش مصنوعی: نکنه بدون تو، ما تاج و تخت شاهی و جلال و شکوه را ببینیم، چون بیحضور تو این چیزها هیچ ارزشی ندارند.
هوش مصنوعی: دنیا در برابر تو باید خاک پای تو باشد و هر آسیبی که به تو برسد، باید چون تریاکی که از آسمان میبارد باشد.
هوش مصنوعی: هرچه او بگوید، پاسخ میدهم و با این آرزو، رای نیکو و خوشی برای خود فراهم میکنم.
هوش مصنوعی: دانا از فرزند پرسش کرد و باید از او پاسخ درست و مناسب ارائه دهد.
هوش مصنوعی: پدر شاد و دلخوش به فرزندش است و از غمها رهایی یافته و دلش آزاد و خوشحال است.
هوش مصنوعی: اگر فرزند نسبت به پدر مهربان باشد، به نیکی و دادگری متمایل خواهد شد.
هوش مصنوعی: او (خدا) دیگری را میبخشد و به او (انسان) فرصتی برای پاک شدن و تصفیهٔ چشم (نگاه و دل) میدهد.
هوش مصنوعی: بزرگی که سرنوشت او دچار مشکل و بدشانسی شده است، به خاطر دشنام به کسی نزد او به بنده و خدمتکار تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر از کار او خونریزی و شورش برپا شود، این ناپسندی و بیوفایی اوست که باعث پادشاهی او میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که با مردم ناسپاس باشد، نیکویی و خوبیاش همیشه در معرض خطر و ترس خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که نیکی را فراموش کند، باید تلاش کند تا خرد و داناییاش را از دست ندهد و از بیخودی دوری کند.
هوش مصنوعی: سپس گفته شد که برای آرامش، پیمودن راه فرار بهتر از درگیری و جنگیدن است.
هوش مصنوعی: در شهری که ظلم و ستم حاکم است، برای پادشاهی که حکمت و درایت ندارد، شایسته نیست که سلطنت کند.
هوش مصنوعی: برای فرار از ستمگری و بیدادگری پادشاه، باید از او دور شد؛ زیرا در چنین شرایطی، برانگیختن آشفتگی و قیام در جهان حتمی است.
هوش مصنوعی: شادی به برادرش میگوید که او (برادر) با دوست دلنوازش، دلارام، ارتباط و دوستی دارد.
هوش مصنوعی: سپس فردی دیگر از او میپرسد دربارهٔ کارهای زمان، زمانی که به خاطر آن بدگمانی به وجود میآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی، هرچند او را ستایش کند، باز هم خوب است که در مدح و ستایش او بیفزاید.
هوش مصنوعی: سپس از مردی که دوستی دارد، پرسید که آیا دوستی که در هر حال نیکو باشد، بهتر از یک دوست است؟
هوش مصنوعی: اگر او ثروتمند و صاحب چادر باشد، تو باید با او مانند یک درویش رفتار کنی و با او به نیکی و احترام برخورد نمایی.
هوش مصنوعی: هر کسی که فروتنتر و شجاعتر باشد، دوستانش به خاطر او خوشحالتر خواهند بود.
هوش مصنوعی: سپس آن کس که میپرسد دشمن کیست، به این اشاره دارد که کسی که همیشه دلش به خاطر او در سختی و رنج است.
هوش مصنوعی: اگر زبان کسی بیاجازه و بیاحترامی صحبت کند، سخنان او باعث میشود که دشمنی از جانب دیگران به وجود آید.
هوش مصنوعی: سپس پرسید که چیز دشواری چیست و کسی که بیآزار است، دلش پر از شوق و آواز چه کسی است؟
هوش مصنوعی: هرگاه شخصی بد و ناپسند با او معاشرت کند، زندگی انسان مانند کبست (یعنی زندگی گوشتخوار) خواهد بود، که به معنای از دست دادن ارزشها و زشتیها است.
هوش مصنوعی: سوال این است که «گوای سخنگو» کیست که جان و خرد به سخنان او وابسته است. منظور این است که شخصی که به درستی و حقیقت میگوید، برای دیگران اهمیت دارد و باید شناخت شود.
هوش مصنوعی: بهتر از آزمایش، چیزی نیافتهام، مانند آن، کسی که در گفتار و فرمانروایی سخن میگوید و حقیقت را بیان میکند.
هوش مصنوعی: آیا میتوان گفت که زیانبارترین کار چه چیزی است که پایانش به بدی میانجامد و باید به خاطر آن گریه کرد؟
هوش مصنوعی: وقتی که دل تو تحت تأثیر خواهشهای زودگذر و دنیوی قرار گیرد، این احساسات به سرعت از بین میروند و مانند بادی که میگذرد، دوام نخواهند داشت.
هوش مصنوعی: پشیمانی در پایان، سودی ندارد و نمیتواند به آرزوهای زیبا متوجه شود.
هوش مصنوعی: بعد از آن، فردی میگوید که اگر انسان متوجه شود که پایش به جوی آب افتاده، ترس و نگرانی او بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: این دوستی که صحبتش میشود، از نوع دوستیهای ناپسند و نادان است و شخصیتی بد با طرز فکری بیثبات و متغیر دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی که به ستمگری متهم شده، از زورگویی و بیشرمی خود صحبت میکند و از دیگران میپرسد که ستمکار واقعی چه کسی است و همچنین به بیشرمی اشاره میکند که دلی از شرم بریده و به بیچارهگی دچار شده است.
هوش مصنوعی: اگر انسانی بدبخت، کار بیهودهای انجام دهد، او را مرد بیچاره خطاب میکنند، و اگر کسی بیشرم باشد، او را ستمکار مینامند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگیاش به دروغ گویی و ستم کردن عادت کند، من او را فردی بیفروغ و بیارزش میدانم.
هوش مصنوعی: آن نابودی که دربارهاش صحبت کردی، به چه کسی یا کسانی تعلق دارد؟ و چه کسی درد و آزارش بیشتر است؟
هوش مصنوعی: سخنچینی و دورویی یک انسان بیکار، دل افراد هوشیار را پر از درد و رنج میکند.
هوش مصنوعی: دانا (برخی از شخصیتها در داستان) پرسید که چرا عیب و ایراد دیگران در سخن گفتن آنقدر زیاد است که آنها بعدها از حرفهایی که زدهاند پشیمان میشوند.
هوش مصنوعی: هر کسی که بیفکری و بیدلیل سخن بگوید، در جمع صحبت کرده است، اما فقط به خودفروشی و ادعای بیهوده پرداخته است.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان تنها میشود و در درون خود مینگرد، از حرفهای بیاساسی که در جمع گفته، احساس پشیمانی و نگرانی میکند.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که صحبت آغاز میشود، انسانها معمولاً آن ادعاهای بزرگ و قدیمی خود را دوباره مطرح میکنند.
هوش مصنوعی: انسانهای خردمند، حتی اگر افراد بیهنری باشند، نمیتوانند از آفرینش و خلقت خداوند بینصیب بمانند.
هوش مصنوعی: در دوران زندگی، برخی افراد به زهر (نارسایی یا بدی) میرسند و برخی دیگر به پای زهر (خوشی یا نعمت). به عبارت دیگر، هر کس سرنوشتی متفاوت دارد.
هوش مصنوعی: تمام محور و موضوع این پرسشها و پاسخها این بوده که پادشاهی برای شاه از سوی آفریدگار (جهان آفرین) برقرار باشد.
هوش مصنوعی: زبانها باید به فرمان او سخن بگویند و دل رادمند (بزرگمنش) او شاد و جویای علم باشد.
هوش مصنوعی: شهنشاه کسری از سخنان بزرجمهر بسیار شگفتزده و خیره شده و او را ستایش کرد و به عنوان یکی از بزرگترین پادشاهان کیانی یاد نمود.
هوش مصنوعی: با شنیدن سخنان بزرجمهر، دل شهریار (کسری) شاد و خوشحال شد و از اندوه رهایی یافت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.