بخش ۶۱ - بازگشت کسری به مداین و دوران داد و آبادانی
به تخت آمد از جایگاه نماز
ز گرگان برفتن گرفتند ساز
برآمد خروشیدن گاودم
ز درگاه آواز رویینه خم
سپه برنشست و بنه برنهاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
ز دینار و دیبا و تاج و کمر
ز گنج درم هم ز در و گهر
ز اسبان و پوشیده رویان و تاج
دگر مهد پیروزه و تخت عاج
نشستند بر زین پرستندگان
بت آرای وهرگونهای بندگان
فرستاد یکسر سوی طیسفون
شبستان چینی به پیش اندرون
به فرخنده فال و به روز آسمان
برفتند گرد اندرش خادمان
سرموبدان بود مهران ستاد
بشد با شبستان خاقان نژاد
سوی طیسفون رفت گنج و بنه
سپاهی نماند از یلان یک تنه
همه ویژه گردان آزداگان
بیامد سوی آذرآبادگان
سپاهی بیامد ز هر کشوری
ز گیلان و ز دیلمان لشکری
ز کوه بلوچ و ز دشت سروچ
گرازان برفتند گردان کوچ
همه پاک با هدیه و با نثار
به پیش سراپردهٔ شهریار
بدان شهرشد شهریار بزرگ
که ازمیش کوته کند چنگ گرگ
به فر جهاندار کسری سپهر
دگرگونهتر شد به کین و به مهر
به شهری کجا برگذشتی سپاه
نیازارد زان کشتمندی به راه
نجستی کسی ازکسی نان وآب
برهبر بیاراستی جای خواب
برینسان همی گرد گیتی بگشت
نگه کرد هرجای هامون و دشت
جهان دید یک سر پر از کشتمند
در و دشت پرگاو و پرگوسفند
زمینی که آباد هرگز نبود
بروبر ندیدند کشت و درود
نگه کرد کسری برومند یافت
بهرخانهای چند فرزند یافت
خمیده سر از بار شاخ درخت
به فر جهاندار بیداربخت
به منزل رسیدند نزدیک شاه
فرستادهٔ قیصر آمد به راه
ابا هدیه و جامه و سیم و زر
ز دیبای رومی و چینی کمر
نثاری که پوشیده شد روی بوم
چنان باژ هرگز نیامد ز روم
ز دینار پر کرده ده چرم گاو
سه ساله فرستاده شد باژ و ساو
ز قیصر یکی نامهای با نثار
نبشته سوی نامور شهریار
فرستاده را پیش بنشاندند
نگه کرد و نامه برو خواندند
بسی نرم پیغامها داده بود
ز چیزی که پیشش فرستاده بود
کزین پس فزونتر فرستیم چیز
که این ساو بد باژ بایست نیز
بپذرفت شاه آنک او دید رنج
فرستاد یکسر همه سوی گنج
وزان تخت شاه اندر آمد به اسب
همیراند تا خان آذرگشسب
چو از دور جای پرستش بدید
شد از آب دیده رخش ناپدید
فرود آمد از اسب برسم بدست
به زمزم همیگفت ولب را ببست
همان پیش آتش ستایش گرفت
جهان آفرین را نیایش گرفت
همه زر و گوهر فزونی که برد
سراسر به گنجور آتش سپرد
پراگند بر موبدان سیم و زر
همه جامه بخشیدشان با گهر
همه موبدان زو توانگر شدند
نیایش کنان پیش آذر شدند
به زمزم همیخواندند آفرین
بران دادگر شهریار زمین
و زانجا بیامد سوی طیسفون
زمین شد ز لشکر که بیستون
ز بس خواسته کان پراگنده شد
ز زر و درم کشور آگنده شد
وزان شهر سوی مداین کشید
که آنجا بدی گنجها را کلید
گلستان چین با چهل اوستاد
همیراند در پیش مهران ستاد
چو کسری بیامد برتخت خویش
گرازان و انباز با بخت خویش
جهان چون بهشتی شد آراسته
ز داد و ز خوبی پر از خواسته
نشستند شاهان ز آویختن
به هر جای بیداد و خون ریختن
جهان پر شد از فره ایزدی
ببستند گفتی دو دست از بدی
ندانست کس غارت و تاختن
دگر دست سوی بدی آختن
جهانی به فرمان شاه آمدند
ز کژی و تاری به راه آمدند
کسی کو بره بر درم ریختی
ازان خواسته دزد بگریختی
ز دیبا و دینار بر خشک و آب
به رخشنده روز و به هنگام خواب
بپیوست نامه به هر کشوری
به هرنامداری و هر مهتری
ز بازارگانان ترک و ز چین
ز سقلاب وهرکشوری همچنین
ز بس نافهٔ مشک و چینی پرند
از آرایش روم وز بوی هند
شد ایران به کردار خرم بهشت
همه خاک عنبر شد و زر خشت
جهانی به ایران نهادند روی
بر آسوده از رنج وز گفت وگوی
گلابست گویی هوا را سرشک
بر آسوده از رنج مرد و پزشک
ببارید برگل به هنگام نم
نبد کشتورزی ز باران دژم
جهان گشت پرسبزه وچارپای
در و دشت گل بود و بام سرای
همه رودها همچو دریا شده
به پالیز گلبن ثریا شده
به ایران زبانها بیاموختند
روانها بدانش برافروختند
ز بازارگانان هر مرز و بوم
ز ترک و ز چین و ز سقلاب و روم
ستایش گرفتند بر رهنمای
فزایش گرفت از گیا چارپای
هرآنکس که از دانش آگاه بود
ز گویندگان بر در شاه بود
رد وموبد و بخردان ارجمند
بداندیش ترسان ز بیم گزند
چوخورشید گیتی بیاراستی
خروشی ز درگاه برخاستی
که ای زیردستان شاه جهان
مدارید یک تن بد اندر نهان
هرآنکس که از کار دیدهست رنج
نیابد به اندازهٔ رنج گنج
بگویند یکسر به سالار بار
کز آنکس کند مزد او خواستار
وگر فام خواهی بیاید ز راه
درم خواهد از مرد بیدستگاه
نباید که یابد تهیدست رنج
که گنجور فامش بتوزد ز گنج
کسی کو کند در زن کس نگاه
چوخصمش بیاید به درگاه شاه
نبیند مگر چاه ودار بلند
که با دار تیرست و با چاه بند
وگر اسب یابند جایی یله
که دهقان بدر بر کند زان گله
بریزند خونش بران کشتمند
برد گوشت آنکس که یابد گزند
پیاده بماند سوارش ز اسب
به پوزش رود نزد آذرگشسب
عرض بسترد نام دیوان اوی
به پای اندر آرند ایوان اوی
گناهی نباشد کم و بیش ازین
ز پستر بود آنک بد پیش ازین
نباشد بران شاه همداستان
بدر بر نخواهد جز از راستان
هرآنکس که نپسندد این راه ما
مبادا که باشد به درگاه ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مهران ستاد قیصر
هوش مصنوعی: کسری پس از سالها پادشاهی، با لشکری عظیم به مداین بازمیگردد و در این راه به آبادانی مملکت توجه دارد. او از سپاه و گنج و هدایا استقبال میکند و نظم و رفاه را در سرزمینش برقرار میسازد. در سفر، پیغام قیصر روم را دریافت میکند که با هدایای شگفتانگیز فرستاده شده است. کسری ضمن برقراری عدالت و برطرف کردن بدیها، به ستایش مردمان پرداخته و به آبادانی و صفای کشور اهتمام میورزد. در این میان، از هر قوم و ملتی گرد هم میآیند تا در این دگرگونی عظیم مشارکت کنند و از زندگی بهتر بهرهمند شوند. کسری در نهایت بر تخت نشسته و با تأسیس اجرای عدالت، به ایجاد کشوری امن و آباد میپردازد.
هوش مصنوعی: کسری پس از برگزاری مراسم نماز به تخت سلطنت نشسته و از سمت گرگان حرکت کرده و آماده سفر شدهاند.
هوش مصنوعی: گاو دم، که نوعی بخت و شگون بوده است، از درگاه بلند شد و صدای خروش آن به گوش رسید. این صدا نشاندهندهٔ خوبی و خوشحالی است و به معنای خوشآمدگویی یا شگون خوب برای ورود کسری به شهر است.
هوش مصنوعی: ارتش آماده شد و تجهیزات را بر دوش گذاشتند و از خداوند نیکی و بخشش را یاد کردند.
هوش مصنوعی: در این بیت به ثروت و نعمتهایی که شامل دینار، پارچههای با ارزش (دیبا)، تاج و کمربند میشود اشاره شده است. این چیزها همه از گنج و ثروت ناشی میشوند و نشاندهندهٔ دارایی و خوشبختی است.
هوش مصنوعی: کسری نوشینروان در میان اسبها، سواران زیباپوش و تزیینات دیگر، در حال نشستن بر روی تختی ساختهشده از عاج (فیل) و در مکانی به نام مهد پیروزه است.
هوش مصنوعی: پیران و وفاداران به بت (ایزد) در کنار هم بر نشستهاند و هر نوع بندگان (شأن و مقامدار) در اطرافشان حضور دارند.
هوش مصنوعی: کسری (نوشین روان) یکباره به سوی تیسفون، پایتخت ساسانیان، فرستاد تا در آنجا یک مکان زیبا و چینی بسازند که مناسب برای اقامت باشد.
هوش مصنوعی: به فال نیک و روز خوش، خادمان به دور کسری نوشین روان تجمع کردند و همراه او رفتند.
هوش مصنوعی: مهران، یکی از اربابان دانا و محترم بود که در کنار شبستان پادشاهی خاقان (پادشاهی که به نژادهای مختلف تعلق دارد) ایستاد.
هوش مصنوعی: کسری که به تیسفون (پایتخت ساسانیان) میرود، تمام گنج و دارایی را با خود میبرد و هیچ سرباز و جنگجویی از یلان (جوانمردان) تنها باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: همه جنگجویان دلیر و آزاد به سمت آذرآبادگان (منطقهای در ایران) آمدند.
هوش مصنوعی: سپاهی از کشورهای مختلف، از جمله گیلان و دیلمان، به آنجا آمدند.
هوش مصنوعی: از کوه بلوچ و دشت سروچ، گروهی از جنگجویان شجاع و نیرومند به راه افتادند و حرکت کردند.
هوش مصنوعی: همه مردمان با هدایا و نذورات پاک و خالص، به سوی چادر پادشاه میرفتند.
هوش مصنوعی: در آن شهر، شهریار بزرگ حاکم شد که از دشمنانش با زور و قساوت میکاهد و بیرحمانه حتی چنگ (موهای) گرگ را کوتاه میکند.
هوش مصنوعی: در زمان سلطنت کسری، آسمان و جهان تغییر کرد و اوضاع به گونهای متفاوت شد، به دلیل جنگ و دشمنی و همچنین محبت و دوستی.
هوش مصنوعی: به شهری که به آن بازگشتی، سپاه دشمن نمیتواند به آنجا آسیب برساند، به خاطر آن مرد شجاع و باتجربهای که در مسیر است.
هوش مصنوعی: هیچکس از کسی نان و آب نمیگیرد و جای خواب کسی را بر هم نمیزند.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه ایران، در میان مردم و در گوشه و کنار زمین سیر و سیاحت کرد و به هر دشت و هامونی (زمینهای حاصلخیز) که نگاه کرد، توجه نشان داد.
هوش مصنوعی: دنیا را دید که به طور کامل پر از کشتزار و تولید است؛ درختان و دشتها پر از گاو و گوسفند هستند که نشانهٔ آبادانی و فراوانی میباشد.
هوش مصنوعی: زمینی که هیچگاه آباد نشده و در آن کشت و زرع و خرمی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه بزرگ و قدرتمند، به خانوادهاش نگاه کرد و چندین فرزند را در خانهی خود مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه هوشمند و بیدار، سرش را به خاطر سنگینی بار درخت خم کرده و به او نگاه میکند.
هوش مصنوعی: به خانه شاه رسیدند و فرستادهٔ قیصر (امپراتور روم) به راه افتاد.
هوش مصنوعی: با هدایایی از جمله پارچههای نفیس و لباسهای گرانبها و طلا و نقره و کمرهایی از دیبای (پارچههای بافته شده از ابریشم) رومی و چینی به پیشگاه شاه آمدهاند.
هوش مصنوعی: نثاری (قربانی) که بر روی بوم (پارچه یا سطحی) پنهان شده بود، به قدری با ارزش بود که هرگز مانند آن از روم نیامده است.
هوش مصنوعی: به همراه باج و خراج، سه ساله، از پوست گاوهایی که با دینار پر شده بود، برای دوشیزهای به عنوان هدیه فرستاده شد.
هوش مصنوعی: قیصر (امپراتور روم) نامهای با احترام و هدیهای به سوی شهریار معروف (کسری) نوشته است.
هوش مصنوعی: فرستاده را در جلو نشاندند و به او نگاه کردند و نامهاش را برایش خواندند.
هوش مصنوعی: پیامها بسیار نرم و ملایم بودند و دربارهٔ چیزی که قبلاً به او فرستاده بودند، توضیح داده شده بود.
هوش مصنوعی: پس از این، چیزهایی بیشتر خواهیم فرستاد که این دوست (ساو) نیز باید مالیات (باژ) بدهد.
هوش مصنوعی: شاه به خاطر دیدن دشواریها و تلاشهایی که برای او صورت گرفته، همگی را به سوی گنج و ثروت فرستاد.
هوش مصنوعی: شاه از تخت خود پایین آمد و بر اسب سوار شد و به سمت خان آذرگشسب (محل زندگی آذرگشسب، یکی از شخصیتهای برجسته و قهرمانان شاهنامه) رفت.
هوش مصنوعی: وقتی کسری از دور جایگاه پرستش را دید، به قدری تحت تأثیر قرار گرفت که اشک از چشمانش سرازیر شد و چهرهاش پنهان گشت.
هوش مصنوعی: فرود (شخصیت داستانی) از اسب پیاده شد و با دو دست به سمت آب زمزم (چشمهای مقدس) رفت و در حالی که لبهایش را بست، به راز و نیاز و دعا مشغول شد.
هوش مصنوعی: در آن زمان آتش را ستایش کردند و به نیایش خالق جهان (جهان آفرین) پرداختند.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان تمام زر و جواهرات با ارزشی که از سراسر دیار جمعآوری کرده بود، به گنجی که در آتش قرار داشت، سپرد.
هوش مصنوعی: کسری بر موبدان (مردم دانا) طلا و نقره پراکند و به همه آنها لباسهایی قیمتی و با جواهرات بخشید.
هوش مصنوعی: همهٔ موبدان به خاطر generosity کسری غنی شدند و با نیایش، به معبد آتش (آذر) روی آوردند.
هوش مصنوعی: در این بیت، مردم به صدای زمزم و بانگ نیایش، سپاس و ستایش خود را به دادگر و پادشاه شهرها، یعنی کسری، ابراز میکنند و او را مورد تحسین قرار میدهند.
هوش مصنوعی: کسری، پس از آن، به سوی تیسفون (پایتخت) آمد و لشکریانش از بیستون (کوهی در ایران) به او ملحق شدند.
هوش مصنوعی: به دلیل خواستههای فراوان و پراکنده، کشور پر از طلا و نقره گشت.
هوش مصنوعی: از آن شهر به سوی مداین حرکت کرد، زیرا در آنجا کلید گنجها وجود داشت.
هوش مصنوعی: کسری، در سفر به گلستان چین، با چهل استاد (معلم و کاردان) در مسیر همراه بود که آنها همگی در کنار او در صف ایستاده بودند.
هوش مصنوعی: زمانی که کسری بر تخت خود برگشت، او با دوستی و شجاعت به همراه بخت نیکش نشسته بود.
هوش مصنوعی: دنیا همچون بهشتی زیبا و آراسته شد، پر از عدل و خوبی و خواستههای مردم.
هوش مصنوعی: شاهان تصمیم گرفتند که دیگر کسی را به ظلم و بیعدالتی نرسانند و از کشته شدن و خونریزی جلوگیری کنند.
هوش مصنوعی: جهان پر از نعمت و برکت الهی شد و بهگونهای به نظر میرسید که انگار دستهای بدی بسته شده است و دیگر فضایی برای شرارت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسی نبود که غارت و تجاوز را بشناسد، زیرا دیگر کسی دست به بدی نمیزند.
هوش مصنوعی: مردم جهان به فرمان شاه، برای اصلاح و بهبود اوضاع به همراهی او آمدند و از وضعیت ناپسند و مشکلات زندگی دور شدند.
هوش مصنوعی: اگر کسی که بر در من (در خانهام) برهای (گوسفند) ریخته باشد، از همان خواسته (مال) دزد فرار کردهاست.
هوش مصنوعی: در روز روشن و در هنگام خواب، لباسهای زیبا و با ارزش و سکههای طلا بر زمین و در آب گسترده شده است.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان، نامهای را به هر کشور و به هر فرد نامآوری و بزرگمقداری پیوست کرد.
هوش مصنوعی: از بازرگانان ترک و چینی و از سلاطین و مردمان هر کشور دیگر نیز.
هوش مصنوعی: از آنقدر عطر و بوی خوشی که از مشک و چینی به مشام میرسد و همچنین تزئینات روم و عطر خوش هند، فضا پر شده است.
هوش مصنوعی: ایران مانند بهشت سرسبز و خوشبو شده است و تمام خاک آن به عطری خوش و طلا تبدیل گشته است.
هوش مصنوعی: جهانی از آرامش و آسایش را به ایران آوردند، در حالی که مردم دیگر از رنج و درد و سخنهای تلخ بینیاز بودند.
هوش مصنوعی: هوا همچون گلاب شده است، و به نظر میرسد که باران مانند اشک بر آن میریزد؛ حالا همه از رنج و زحمت آسوده شدهاند، حتی پزشکان نیز آرامند.
هوش مصنوعی: زمانی که باران میبارید، زمین به قدری خیس و مرطوب شد که کشاورزی در آن میسر نبود و شرایط برای کشت و کار مناسب نبود.
هوش مصنوعی: جهان پر از سبزه و چمن شد و چهارپایان در دشتها مشغول چرا بودند؛ درختان گل میکردند و بام خانهها نیز زیبا و دلانگیز بود.
هوش مصنوعی: تمامی رودها همچون دریا وسیع و بزرگ شدهاند و باغهای زیبا و سرسبز مانند ستاره در آسمان درخشان شدهاند.
هوش مصنوعی: در ایران زبانهای مختلف را یاد گرفتند و مردم را به دانش و دانایی هدایت کردند.
هوش مصنوعی: از سرزمینهای مختلف، از جمله ترکان، چینیها، سلاخیها و رومیها، بازاریان و تجار به ایران میآیند.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که در آن زمان، ستایش و تحسین از رهبران و راهنمایان کشور به خاطر رونق و فراوانی که در کشاورزی و دامداری (گیا به معنی گیاه و چارپای به معنی حیوانات اهلی) بر قرار بوده، بهدست آمد.
هوش مصنوعی: هر کس که به دانش و آگاهی رسیده بود، در محضر شاه، از سخنگویان و اظهار نظرکنندگان به شمار میرفت.
هوش مصنوعی: موبد (روحانی زرتشتی) و دانایان محترم و بزرگ، نگران و ترسیدهاند و از خطراتی که ممکن است پیش بیاید، در نگرانی هستند.
هوش مصنوعی: پادشاه کسری مانند خورشید جهان را زینت بخشید و صدایی از دربار او به گوش رسید.
هوش مصنوعی: ای زیردستان شاه جهان، هیچکدام از شما نباید یک نفر را در دل خود پنهانی بد و بدخواه تصور کنید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کار و تلاش زحمت کشیده است، به اندازهای که رنج و سختی متحمل شده، از کار خود پاداش و منفعت خواهد برد.
هوش مصنوعی: میگویند که همه به سالار (کسری) خبر دهند که از آن شخصی که خواستار مزد است، چیزی نخواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال فام (خویشاوند) خود بیاید، او از شخصی که قدرت سیاسی و مقام ندارد، درم (پول) خواهد خواست.
هوش مصنوعی: کسی که تهیدست و بیچیز است، نباید رنج بکشد؛ زیرا گنجها و ثروتهای او تحت تسلط و بهرهبرداری دیگران است.
هوش مصنوعی: هر کس که به زنی نظری بیندازد، مانند او که به درگاه شاه میآید، اگر بخواهد بر او دست یابی پیدا کند.
هوش مصنوعی: تنها چاه و دار (چوب بلند) را میبیند، چرا که دار به تیرک تیرکزنی وصل است و چاه هم به دار بسته شده است.
هوش مصنوعی: اگر در جایی، اسبها را رها شده پیدا کنند، دهقان (کشاورز) باید از آن گله (دام) به ما خسارت بزند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به او (کسری) آسیب برساند، باید خون او را بریزند و کسی که آسیب دیده، گوشت آن فرد را بخورند.
هوش مصنوعی: اگر سوار از اسب بیفتد و به زمین بیفتد، باید به آذرگشسب (که احتمالاً اشاره به شخصی با مقام یا ویژگی خاص دارد) برود و از او درخواست عذرخواهی کند.
هوش مصنوعی: به نام دیوان کسری، درباریان او فراهم میآیند و پای از همتایان او دور میشوند، به گونهای که بزرگی و شکوه او نمایان شود.
هوش مصنوعی: گناهی کمتر یا بیشتری در این کار نیست، زیرا کسانی که از او بدتر بودهاند قبلاً وجود داشتهاند.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند در کارهای شاه به او کمک کند، مگر کسانی که راستگو و درستکار باشند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به این راه و روش ما راضی نیست، امیدوارم که به درگاه ما نیاید و در جمع ما نباشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.