بخش ۵۳ - پیشنهاد صلح و نامه خاقان به کسری
چوبشنید خاقان ز موبد سخن
یکی رای شایسته افگند بن
چنین گفت با کاردان راهجوی
که این را چه بیند خردمند روی
دوکارست پیش اندرون ناگزیر
که خامش نشاید بدن خیره خیر
که آن را به پایان جز از رنج نیست
به از بر پراگندن گنج نیست
ز دینار پوشش نیاید نه خورد
نه گستردنی روز ننگ و نبرد
بدو ایمنی باید و خوردنی
همان پوشش و نغز گستردنی
هرآنکس که از بد هراسان شود
درم خوار گیرد تن آسان شود
ز لشکر سخنگوی ده برگزید
که دانند گفتار دانا شنید
یکی نامه بنبشت با آفرین
سخندان چینی چو ار تنگ چین
برفت آن خرد یافته ده سوار
نهان پرسخن تا درشهریار
به کسری چو برداشتند آگهی
بیاراست ایوان شاهنشهی
بفرمود تا پرده برداشتند
ز درگاهشان شاد بگذاشتند
برفتند هر ده برشهریار
ابا نامه و هدیه و با نثار
جهاندار چون دید بنواختشان
ز خاقان بپرسید و بنشاختشان
نهادند سر پیش او بر زمین
بدادند پیغام خاقان چین
به چینی یکی نامهای برحریر
فرستاده بنهاد پیش دبیر
دبیر آن زمان نامه خواندن گرفت
همه انجمن ماند اندر شگفت
سر نامه بود از نخست آفرین
ز دادار بر شهریار زمین
دگر سر فرازی و گنج و سپاه
سلیح وبزرگی نمودن به شاه
سه دیگر سخن آنک فغفور چین
مراخواند اندر جهان آفرین
مرا داد بیآرزو دخترش
نجویند جز رای من لشکرش
وزان هدیه کز پیش نزدیک شاه
فرستاد وهیتال بستد ز راه
بران کینه رفتم من از شهر چاج
که بستانم از غاتفر گنج وتاج
بدان گونه رفتم ز گلزریون
که شد لعلگون آب جیحون ز خون
چو آگاهی آمد به ماچین و چین
بگوینده برخواندیم آفرین
ز پیروزی شاه ومردانگی
خردمندی و شرم و فرزانگی
همه دوستی بودی اندرنهان
که جوییم باشهریار جهان
چو آن نامه بشنید و گفتار اوی
بزرگی ومردی وبازار اوی
فرستاده راجایگه ساختند
ستودند بسیار و بنواختند
چو خوان ومی آراستی میگسار
فرستاده راخواستی شهریار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
خاقان انوشیروان فغفور
هوش مصنوعی: خاقان چین پس از شنیدن سخنان موبد، به این نتیجه میرسد که باید پیشنهاد صلحی به کسری بدهد. او ده مرد کاردان را به نمایندگی برمیگزیند تا نامهای برای کسری بنویسند و به دربار او بفرستند. در این نامه، خاقان به کسری از قدرت و ثروت خود میگوید و پیشنهاد میکند که دخترش را به عنوان همسری برای او بفرستد. پس از دریافت نامه، کسری و درباریانش از محتوای آن شگفتزده میشوند و با کمال احترام به فرستادگان میپردازند. این رویداد نشاندهنده تمایل به صلح و گفتگو بین دو پادشاهی است و ارزشهای مردانگی، خرد و دوستی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: خاقان از موبد سخنان را شنید و تصمیمی مناسب گرفت.
هوش مصنوعی: خاقان به شخص زیرک و دانا میگوید که یک فرد خردمند چگونه به این وضعیت نگاه میکند و چه برداشتهایی از آن دارد.
هوش مصنوعی: دو چیز ناگذیر در درون انسان وجود دارد، یکی آنکه باید در کارها سکوت کند و دیگری اینکه باید از کارهای نادرست دست بردارد.
هوش مصنوعی: رنج و زحمت تنها راهی است که میتوان به پایان رساند؛ هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین تلاش و کوشش برای به دست آوردن ثروت و گنج شود.
هوش مصنوعی: پوشش، خوراک و آرایش شایستهای که از دینار (پول) به دست میآید، در روز ننگ و جنگ به چه درد میخورد و فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: برای او امنیت و خوراک لازم است و همچنین پوشش مناسب و پارچهای زیبا.
هوش مصنوعی: هر کسی که از بدی و مشکلات بترسد و به خاطر این ترس خود را تسلیم کند، زندگی راحتتری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: کسری برای فرستادن پیام، یکی از اعضای لشکر خود را انتخاب کرد که در سخن گفتن ماهر باشد و توانایی درک و شنیدن کلام حکیمانه را داشته باشد.
هوش مصنوعی: یک نامه با آداب و احترام نوشت که محتوایش شبیه به نامهنگاری چینیها بود، اگرچه مضامینش در آن زمان محتاطانه و محدود بود.
هوش مصنوعی: ده سوار با خرد و تدبیر به پنهانی رفتند تا با شهریار (کسری) صحبت کنند.
هوش مصنوعی: وقتی که به کسری خبر رساندند، ایوان شاهنشاهی را با زیبایی آراستند.
هوش مصنوعی: کسری فرمان داد تا پرده را کنار بزنند و از درگاهش شکوه و شادی را بگذرانند.
هوش مصنوعی: ده نفر از نمایندگان به سوی شهریار (کسری) رفتند، همراه با نامهای و هدیهای که به او تقدیم کردند و نیز با نثار و قربانیهایی برای او.
هوش مصنوعی: جهاندار (کسری) وقتی دید که فرستادگان خاقان چین را به خوبی پذیرفت و با نرمی و احترام با آنها رفتار کرد، از آنها پرسید و با دقت به کارشان توجه کرد.
هوش مصنوعی: همهی آنان سر خود را به نشانهی احترام بر زمین گذاشتند و پیام خاقان چین را به کسری رساندند.
هوش مصنوعی: نامهای بر روی پارچه ابریشمی از سوی خاقان چین فرستاده شده و آن را پیش دبیر گذاشتهاند تا بخواند.
هوش مصنوعی: در آن زمان، دبیر نامه را شروع به خواندن کرد و همه افراد حاضر در مجلس حیرتزده ماندند.
هوش مصنوعی: محتوی نامه در ابتدا تقدیمی به درگاه خدای برتر است که برای پادشاه زمین (کسری) فرستاده شده است.
هوش مصنوعی: سخن دیگر از فراوانی و ثروت و لشکر، و بزرگمنشی را با شاه مطرح کرد.
هوش مصنوعی: فغفور چین (رهبر چین) سه موضوع دیگر را مطرح کرده که به من (کسری) در جهان، اهمیت و اعتبار میبخشد و از من دعوت کرده است.
هوش مصنوعی: او دخترش را به من داد، بیآنکه از او چیزی بخواهد و تنها به خاطر نظر من، لشکرش را بینیاز از آرزو نمود.
هوش مصنوعی: از آن هدیهای که نزدیک شاه فرستاد، هیتال (یکی از نمایندگان) به راهی دور رفت و آن را به او تقدیم کرد.
هوش مصنوعی: از شهر چاج با کینه و دشمنی خارج شدم تا بتوانم گنج و تاجی که متعلق به غاتفر (شاهی یا شخصیتی) است، بدست آورم.
هوش مصنوعی: من بهگونهای از گلزار (باغ) زریون بیرون رفتم که آب جیحون (رودی در ایران) از خون رنگی لعل مانند (قرمز) شده بود.
هوش مصنوعی: وقتی خبر آزادسازی ماچین و چین به ما رسید، گویا نفرین شده را ستایش کردیم.
هوش مصنوعی: این بیت به پیروزی شاه و ویژگیهایی چون مردانگی، خردمندی، شرم و فرزانگی اشاره دارد و بر اهمیت این صفات در حکمرانی و شخصیت یک پادشاه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: همه دوستی در دل و نهان است، و ما باید دوستی را از شهریار (کسری) جهان جستجو کنیم.
هوش مصنوعی: زمانی که کسری نامه و سخنان خاقان را شنید، به بزرگی و مردانگی او و همچنین به کار و تجارت او توجه کرد.
هوش مصنوعی: پیامآور را در جایگاه محترمی قرار دادند و او را بسیار ستایش کردند و مورد نوازش قرار دادند.
هوش مصنوعی: زمانی که خوان (میز غذا) و می (شراب) را آماده کردند، شهریار (کسری) میگسار (نوشیدنینوشان) را خواست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.