بخش ۲۱ - رسیدن خبر شورش به انوشیروان و نامهٔ خشمگین او
خبر زین به شهر مداین رسید
ازان که آمد از پور کسری پدید
نگهبان مرز مداین ز راه
سواری برافگند نزدیک شاه
سخن هرچ بشنید با او بگفت
چنین آگهی کی بود در نهفت
فرستاده برسان آب روان
بیامد به نزدیک نوشینروان
بگفت آنچ بشنید و نامه بداد
سخنها که پیدا شد از نوشزاد
ازو شاه بشنید و نامه بخواند
غمی گشت زان کار و تیره بماند
جهاندار با موبد سرفراز
نشست و سخن رفت چندی به راز
چو گشت آن سخن بر دلش جای گیر
بفرمود تا نزد او شد دبیر
یکی نامه بنوشت با داغ و درد
پرآژنگ رخ لب پر از باد سرد
نخستین بران آفرین گسترید
که چرخ و زمان و زمین آفرید
نگارندهٔ هور و کیوان و ماه
فروزندهٔ فر و دیهیم و گاه
ز خاشاک ناچیز تا شیر و پیل
ز گرد پی مور تا رود نیل
همه زیر فرمان یزدان بود
وگر در دم سنگ و سندان بود
نه فرمان او را کرانه پدید
نه زو پادشاهی بخواهد برید
بدانستم این نامهٔ ناپسند
که آمد ز فرزند چندین گزند
وزان پرگناهان زندانشکن
که گشتند با نوشزاد انجمن
چنین روز اگر چشم دارد کسی
سزد گر نماند به گیتی بسی
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
ز کسری بر آغاز تا نوشزاد
رها نیست از چنگ و منقار مرگ
پی پشه و مور با پیل و کرگ
زمین گر گشاده کند راز خویش
بپیماید آغاز و انجام خویش
کنارش پر از تاجداران بود
برش پر ز خون سواران بود
پر از مرد دانا بود دامنش
پر از خوب رخ جیب پیراهنش
چه افسر نهی بر سرت بر چه ترگ
بدو بگذرد زخم پیکان مرگ
گروهی که یارند با نوشزاد
که جز مرگ کسری ندارند یاد
اگر خود گذر یابی از روز بد
به مرگ کسی شاد باشی سزد
و دیگر که از مرگ شاهان داد
نگیرد کسی یاد جز بدنژاد
سر نوشزاد از خرد بازگشت
چنین دیو با او همآواز گشت
نباشد برو پایدار این سخن
برافراخت چون خواست آمد ببن
نبایست کو نزد ما دستگاه
بدین آگهی خیره کردی تباه
اگر تخت گشتی ز خسرو تهی
همو بود زیبای شاهنشهی
چنین بود خود در خور کیش اوی
سزاوار جان بداندیش اوی
ازین بر دل اندیشه و باک نیست
اگر کیش فرزند ما پاک نیست
وزین کس که با او بهم ساختند
وز آزرم ما دل بپرداختند
وزان خواسته کو تبه کرد نیز
همی بر دل ما نسنجد به چیز
بداندیش و بیکار و بدگوهرند
بدین زیردستی نه اندر خورند
ازین دست خوارست بر ما سخن
ز کردار ایشان تو دل بد مکن
مرا بیم و باک از جهانداورست
که از دانش برتران برترست
نباید که شد جان ما بیسپاس
به نزدیک یزدان نیکیشناس
مرا داد پیروزی و فرهی
فزونی و دیهیم شاهنشهی
سزای دهش گر نیایش بدی
مرا بر فزونی فزایش بدی
گر از پشت من رفت یک قطره آب
به جای دگر یافته جای خواب
چو بیدار شد دشمن آمد مرا
بترسم که رنج از من آمد مرا
وگر گاه خشم جهاندار نیست
مرا از چنین کار تیمار نیست
وزان کس که با او شدند انجمن
همه زار و خوارند بر چشم من
وزان نامه کز قیصر آمد بدوی
همی آب تیره درآمد به جوی
ازان کو همآواز و هم کیش اوست
گمانند قیصر بتن خویش اوست
کسی را که کوتاه باشد خرد
بدین نیاکان خود ننگرد
گران بیخرد سر بپیچد ز داد
به دشنام او لب نباید گشاد
که دشنام او ویژه دشنام ماست
کجا از پی و خون و اندام ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
انوشیروان قیصر
هوش مصنوعی: خبر شورش به انوشیروان میرسد و او از این واقعه نگران میشود. وی با مشاوران خود نشستی برپا میکند و احساس ناامیدی و غم در دلش جای میگیرد. انوشیروان نامهای خشمگین به فرزند کسری مینویسد و در آن بر عظمت و قدرت یزدان تأکید میکند، اینکه برتری و پادشاهی در دست اوست و هیچکس نمیتواند از آن فرار کند. او همچنین میگوید که مرگ همه را درمینوردد و در این میان، هیچ کس را یارای گریز از آن نیست. انوشیروان در نهایت به این نتیجه میرسد که بداندیشان و مخالفانش سزاوار سرزنش هستند و نباید از گفتن حقیقت بیم داشته باشد.
هوش مصنوعی: خبر این موضوع به شهر مداین رسید که از فرزند کسری (انوشیروان) مُظهَر شده است.
هوش مصنوعی: نگهبان مرز شهر مداین خبر به سواری داد و او را به نزد شاه فرستاد.
هوش مصنوعی: هر چه خبر را شنید، با او گفت که این خبر چه کسانی را در راز نگاه داشته است.
هوش مصنوعی: فرستادهای آمد تا خبر شورش را به نوشینروان (انوشیروان) برساند.
هوش مصنوعی: فرستاده به انوشیروان خبری را گفت و نامهای را تسلیم کرد که از آن، مطالبی از نوشزاد روشن شد.
هوش مصنوعی: شاه از آن شخص خبر دریافت کرد و نامه را خواند. از آن کار ناراحت شد و دلش غمگین گشت.
هوش مصنوعی: به دربار شهریار، موبد بزرگ و محترم نشسته بود و آنان برای مدتی در مورد موضوعاتی پنهانی و مهم صحبت کردند.
هوش مصنوعی: وقتی آن سخن در دلش نشست و اثر گذاشت، فرمان داد که دبیر (نوشتافزار) را به نزد او ببرند.
هوش مصنوعی: او (دبیر) نامهای نوشت که پر از غم و اندوه بود و نشانههای خشم و عصبانیت در آن دیده میشد، در حالی که چهرهاش مانند باد سرد به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: در ابتدا، ستایشی بر خالق جهان و آفریننده تاریخ و زمین کرده است که زمان و مکان را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: این بیت به خالق یا نویسندهٔ زیباییها و روشناییها اشاره دارد، به گونهای که او مسئول خلق هور (خورشید) و کیوان (زحل) و ماه است و همچنین ایجاد فر (فروغ و زیبایی) و دیهیم (تاج) و گاه (زمان) را بر عهده دارد. این تصویر نشاندهندهٔ قدرت و زیبایی آفرینش است.
هوش مصنوعی: از کوچکترین چیزها مانند خاشاک تا جانورانی بزرگ و نیرومند مثل شیر و فیل، از گرد پی مور (مورچه) تا رود نیل (که نشاندهندهٔ بزرگترین و مهمترین چیزهاست).
هوش مصنوعی: همه تحت فرمان خداوند یزدان هستند و اگر غیر از این بود، حتی سنگ و سندان (که نماد چیزهای بیجان و بیاراده است) هم قادر به اظهار وجود بودند.
هوش مصنوعی: فرمان او را حد و مرزی نیست و کسی نمیتواند از او پادشاهی بگیرد.
هوش مصنوعی: فهمیدم که این نامه، نامهای ناپسند و ناخوشایند است که از جانب فرزند کسری (انوشیروان) فرستاده شده و حاکی از آسیبهای بسیاری است.
هوش مصنوعی: از آن زندانیان خطاکار که با نوشزاد (دختر پادشاه) جمع شدند و در کنار او قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: اگر روزی کسی چشمی به این دنیا داشته باشد، شایسته است که در آن روز چیزی جز مرگ در دنیا نماند.
هوش مصنوعی: جز مرگ، هیچکس از مادر به دنیا نیامده است، از آغاز سلطنت کسری تا به زمان نوشزاد.
هوش مصنوعی: مرگ در تسلط خود قرار دارد و هیچکس از آن نجات پیدا نمیکند، چه انسانهای بزرگ و قدرتمند مثل فیل و چه موجودات کوچک مثل پشه و مور، همه در برابر آن مشابه هستند.
هوش مصنوعی: اگر زمین اسرار خود را آشکار کند، آغاز و پایان هر چیز را خواهد پیمود.
هوش مصنوعی: کنار او، افراد مهم و بزرگی که تاج بر سر داشتند، حضور داشتند و بر تن او، آثار خون سوارانی که در جنگها شرکت کرده بودند، نمایان بود.
هوش مصنوعی: دست او پر از مردان باهوش و داناست و دامنش نیز مملو از زیباییهایی است که در جیب پیراهنش قرار دارد.
هوش مصنوعی: بر روی سرت چه تاج و افسر (شمشیر و نشان سلطنت) بگذاری، مرگ (زخم پیکان) به هر حال به تو خواهد رسید و از آن نمیتوانی بگریزی.
هوش مصنوعی: گروهی که با نوشزاد، فرزند کسری (انوشیروان) همراه هستند، فقط به یاد مرگ کسری (مُردن او) هستند و چیزی جز آن را نمیخواهند.
هوش مصنوعی: اگر خودت از روزهای بد عبور کنی و به مرگ کسی خوشحال باشی، این کار درست و شایسته است.
هوش مصنوعی: تنها کسی که از مرگ شاهان (حاکمان) غمگین نمیشود و یاد آنها را نمیکند، بدنژاد است.
هوش مصنوعی: نوشزاد، پسر نوشینروان، پس از آنکه از خرد و عقل خود منحرف شد، دیوی (شخص شرور یا بد) به او ملحق شد و در کارهای بد شریک گشت.
هوش مصنوعی: این سخن نباید برای او پایدار و ثابت بماند، چون وقتی او بخواهد، آن را به سرعت تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: نباید کسی که در نزد ما است، این گونه دستگاه (حرف و سخن) را به هم بزند و با این خبر ناگواری ما را خیره و پریشان کند.
هوش مصنوعی: اگر تخت شاهی از خسرو تهی شود، زیبایی و شکوه آن به خاطر وجود خودش است.
هوش مصنوعی: سزاوار جان بداندیش اوی، یعنی کسی که افکار ناپاک دارد، باید به همین نسبت هم متناسب با کیش و دین او، رفتار کند و به او سزاوار است.
هوش مصنوعی: اگر کیش (آیین) فرزند ما پاک نیست، بر دل ما اندیشه و نگرانی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از این شخص که با او همکاری کردند و به دلیل غیرت یا شرمی که ما داریم، دل را از او برگرداندند.
هوش مصنوعی: از آنچه خواسته است، کسی که او را نابود کرده، هیچگاه بر دل ما چیزی نخواهد گذاشت و ما را نخواهد سنجید.
هوش مصنوعی: آدمهای بداندیش، بیکار و نامناسب هستند و شایستهٔ این زیر دستی نیستند.
هوش مصنوعی: سخنان این افراد در مورد ما به خاطر رفتار و اعمالشان ناپسند و بیارزش است؛ پس به دل خود این مسأله را سخت نگیر و ناراحت نباش.
هوش مصنوعی: من از قضاوت خداوند جهان ترس دارم، زیرا او از همه دانشمندان و خردمندان بالاتر و بزرگتر است.
هوش مصنوعی: نباید جان ما بدون سپاسگذاری از یزدان، که نیکوکار و داناست، از دست برود.
هوش مصنوعی: خداوند به من پیروزی و دانایی بیشتر و تاج پادشاهی عطا کرد.
هوش مصنوعی: اگر به دلیل نیکی و بخششهای من دعا و نیایش خوبی نکردی، باید منتظر افزایش مشکلات و سختیها باشی.
هوش مصنوعی: اگر یک قطره آب از پشت من برود، در جای دیگری، فراموشی و آرامش را پیدا میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که دشمن بیدار شد و به من نزدیک آمد، ترسیدم زیرا درد و زحمت به سراغ من آمد.
هوش مصنوعی: اگر زمانی خشم پادشاه جهان (انوشیروان) وجود نداشته باشد، از چنین کار (شورش و بینظمی) ناراحتی و نگرانی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: از افرادی که با او (انوشیروان) همراه شدند، همه به حالتی ناتوان و ذلیل در برابر من قرار دارند و نمیتوانند خود را حفظ کنند.
هوش مصنوعی: از نامهای که از قیصر (امپراتور روم) به انوشیروان (پادشاه ایران) ارسال شده و در آن خبر بدی آمده، انگار که آب گلآلودی از نهر روان شده است.
هوش مصنوعی: کسی که با او همصدا و همدین است، مانند قیصر (امپراتور روم) به او اعتماد دارد و او را شبیه به خود میداند.
هوش مصنوعی: کسی که از نظر عقل و بینش ضعیف و کمخرد باشد، نباید به نیاکان و اجداد خود توجه کند و به آنها ننگرد، زیرا این نشاندهندهی ناتوانی اوست.
هوش مصنوعی: انسانی که بیخرد و سنگیندل است، اگر از عدالت دور شود، نباید به دشنامهای او پاسخ دهد و زبان به اعتراض بگشاید.
هوش مصنوعی: دشنامی که او به ما میدهد، به خاطر بیدادگری و ستم ماست و ریشهاش به پیوند و خون و وجود ما میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.