سجده ابروی تو ای صنم دلنواز
واجب عینی شده بر همه کس چون نماز
گشت به عهدت حرام بر همه طوف حرم
خانه تو کعبه شد کس نرود در حجاز
شکوه بیهوده چیست ای دل اگر عاشقی
زآتش عشقش بسوز با غم هجرش بساز
ای به تو شایسته جور همچو به خاقان وفا
وی به تو زیبنده ناز همچو به خاقان نیاز
در دل خاقان چنان حسرت محمود ماند
در دل محمود ما حیرت روی ایاز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا که بود زهر و نوش تا که بود رنج و ناز
نوش خور و دل فروز باده ده و سرفراز
تا نشود میش یوز تا نشود کبک باز
جان بداندیش سوز کار نکوخواه ساز
پردهٔ عشّاق ساخت بلبل شوریده باز
کرد بر آهنگ من نالهٔ شب گیر ساز
او زده دستان به قهر من زده دستان به شوق
او ز گل بیثبات من ز غم دلنواز
نالهٔ دل سوز او چون سخن عشق زار
[...]
خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
شمع نه و عود سوز چنگ زن و عود ساز
صبح بر آمد ببام مرغ درآمد بزیر
صبح تبسّم نمای مرغ ترنّم نواز
مجلسیان سحر محرم اسرار عشق
[...]
قیامتی شد بپا بگرد آن سر و ناز
عراق شد پر ز شور ز بانوان حجاز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.