دلا دیدی به من آن مه چهها کرد
به پاداش وفا آخر جفا کرد
دم مردن به بالین من آمد
پس از عمری جفا یک دم وفا کرد
نمرده است و نمیرد هرگز آن کس
که در راه وفا جان را فدا کرد
ز کف سر رشته عمر ابد داد
کسی کآن طره کاکل رها کرد
نبیند خیر کاو در روز اول
مرا با چون تو ظالم آشنا کرد
دلم بگرفت و بشکست و بینداخت
شکسته بال و پر مرغی رها کرد
به خاقان تا توانست آن جفاجو
جفا کرد و جفا کرد و جفا کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز رویم آبِ خوبی را جدا کرد.
بلورین سَرْوْقَدَّم را دوتا کرد.
جهان از جان شیرینش جدا کرد
به شیرین هم جهان هم جان رها کرد
روان شد سیّد و او را رها کرد
دل خود را ز دون حق جدا کرد
چو او بر دیدهٔ منعم جفا کرد
سپهر از دیدهٔ جانش سزا کرد
گرفت و روی خود سوی هوا کرد
بر آن قصاب بسیاری دعا کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.