گنجور

 
فتحعلی‌شاه

تیغ بی‌داد به کف آن بت فتان نگرید

بهر خون‌ریزی عشاق شتابان نگرید

بست پیمان به من از مهر و شکست از سر قهر

دوستان بستن و بشکستن پیمان نگرید

ترکتاز آمده آن شوخ پری‌وش با من

شه‌سواری ز پی رزم به جولان نگرید

بهر پرسیدنم آن سروقد ماه‌جبین

می‌شود بر سرم امروز خرامان نگرید

باز خاقان شده‌ام مایل بدخو پسری

محرمان درد من از دیده گریان نگرید

 
 
نسکبان اندروید
مجیرالدین بیلقانی

یارب آن قامت چون سرو خرامان نگرید

یارب آن عارض و آن زلف پریشان نگرید

یوسف و چاه و رسن هر سه بهم دیده نه اید

زلف او بر لب آن چاه زنخدان نگرید

صد هزاران دل از پای در افتاده ز غم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه