گنجور

 
فتحعلی‌شاه

رسیده بر سرم آن آتشین خو

کشیده تیغ بر قتلم ز ابرو

کشد هر لحظه صد خونین دلی را

به‌نام‌ایزد چه دست است و چه بازو

بهشت جاودان را من نخواهم

برو زاهد نمی‌آیم از این کو

مه و مهر جهان‌تاب فلک را

مقابل کی کنم هرگز به آن رو

دل برگشته خاقان غمگین

فغان در پیچ شد زآن پیچش مو

 
 
نسکبان اندروید
عطار

پدر گفتش که چون زر سایه افکند

ترا از گوهر و از پایه افکند

نیاید دُنیی و دین راست هر دو

ز حق می‌دان که نتوان خواست هر دو

مشاهدهٔ بیش از ۱۴۶ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مولانا

در این رقص و در این های و در این هو

میان ماست گردان میر مه رو

اگر چه روی می‌دزدد ز مردم

کجا پنهان شود آن روی نیکو

چو چشمت بست آن جادوی استاد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه