گنجور

 
فتحعلی‌شاه

چون که به زلف تو هست نافه چین چین به چین

شانه مزن زلف را باد مده مشک چین

چشم تو از یک نگه کرد مسخر جهان

ملک سلیمانیت هست به زیر نگین

در خط فرمان تو جمله شهان همچو من

گر پدر شیده است وز پسر آبتین

به ز تو جویم کجا تا به مثل گویمت

چشم فلک دیده است چون تو به روی زمین

رحم نداری به دل لطف نداری به یاد

کینه من تا به کی در دلت ای مه‌جبین

ای بت شکرشکن تا به کی و تا به چند

تلخ بود کام من زآن لب چون انگبین

دل ز چه رو می‌برد جان به بهای وصال

هست زر قلب کی قیمت در ثمین

یا بنوازم ز لطف یا بکش از روی قهر

تا به کیم زهر هجر می‌دهی ای نازنین

چند کنی بی‌وفا بر دل خاقان جفا

شادیش از جور تو گشته به ماتم قرین

 
 
نسکبان اندروید
منوچهری

آمد بانگ خروس مؤذن میخوارگان

صبح نخستین نمود روی به نظارگان

که به کتف برفکند چادر بازارگان

روی به مشرق نهاد خسرو سیارگان

باده فراز آورید چارهٔ بیچارگان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
خاقانی

عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین

گوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین

منتظران تواند مانده ترنجی به کف

رخش برون تاز هان، پرده برانداز، هین

کیست ز مردان که نیست تیغ تو را هم نیام؟

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خاقانی
سعدالدین وراوینی

مرد که فردوس دید، کی نگرد خاکدان

و آنک بدریا رسید ، کی طلبد پارگین

مهره نگر، گو مباش افعیِ مردم‌گزای

نافه طلب، گومباش آهویِ صحرانشین

حکیم نزاری

دوش مرا گفت عقل از سر رای زرین

کای پسر احباب را بر دو جهان بر گزین

جز دم ایشان مزن جز درِ ایشان مرو

جز دل ایشان مجوی جز رخِ ایشان مبین

بس ز وجود و عدم تا به کی از کیف و کم

[...]

کمال خجندی

ای مه رخسار تو مطلع صبح یقین

غاشیه کبریات شهپر روح الامین

آینه دار رخت عارض ماه تمام

تکیه گه منبرت پایه چرخ برین

سایه قد تو دید در چمن دلبری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه