جمالینک آفتاب عالمآرا
برینک سیم و یور کدور سنگ خارا
بو صیادنک قولندن صید چقماز
ایلر بو صید مسکینه مدارا
لب لعلنک حیات جاودان دور
سن اولندک عیسی و عالم نصارا
تو کردیم جانیمی جابیندا هر دم
اگر کایندا اولسیدی گوارا
خدنگ غمزه سی جوشن گسل دور
کمند عنبرینی مشک سارا
کمینه چاکرنگ خاقان کیم اولدی
سکندر چاکری دربانی دارا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به حق نالم ز هجر دوست زارا
سحرگاهان چو بر گلبن هَزارا
قضا گر داد من نستاند از تو
ز سوز دل بسوزانم قضا را
چو عارض برفروزی میبسوزد
[...]
خداوندا بگردانی بلا را
ز آفتها نگه داری تو ما را
سپاس و آفرین آن پادشا را
که گیتی را پدید آورد و ما را
سر و سرهنگ، میدان وفا را
سپهسالار و سرخِیلْ انبیا را
نصیبی ده ز گنج خود گدا را
نوائی ده بلطفت بی نوارا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.