گنجور

 
فتحعلی‌شاه

نسیم از بوی گل عنبرفشان است

زمین امروز رشک آسمان است

هوا مشّاطهٔ خوبان باغ است

چمن جولانگه سرو چمان است

نشسته دزد غمزه در کمین است

خدنگ ناز مژگان در کمان است

به تیغت آب حیوان گر نهان است

چرا عمر خِضِر از وی عیان است

مگر آمد به پایان دور گردون

که گلشن چون بهشت جاودان است

از آن شیرین زبان گویم حکایت

کسی کاو در سخن شیرین زبان است

چو خاقان در ره عشق تو شد پیر

مخور غم جان من! بختش جوان است

 
 
نسکبان اندروید
ادیب صابر

بگردان روی دل از فکرت بد

که بد کردن نه کار بخردان است

بدی اندیشه کردن در حق خلق

بدی کار تو در وی نهان است

کسی که نیکی اندیشد به هر کس

[...]

عطار

جهانی جان چو پروانه از آن است

که آن ترسا بچه شمع جهان است

به ترسایی درافتادم که پیوست

مرا زنارِ زلفش بر میان است

درآمد دوش آن ترسا بچه مست

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۴۰ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
سعدی

چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟

مگر شمعی به دستِ ساروان است؟

سلیمان است گویی در عماری

که بر بادِ صبا تختش روان است

جمالِ ماه‌پیکر بر بلندی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه