گنجور

 
فتحعلی‌شاه

حلقه هر موی تو سلسله کهکشان

پرتوی از روی تو رونق هفت آسمان

شب همه پیش منی صبح فغان می‌کنم

تا نشود مدعی از من و تو بدگمان

چشم تو عالم گرفت از نگهی کس ندید

در همه روی زمین چون تو ممالک‌ستان

دل که از آن تو شد جان به رهت می‌دهم

پادشهی می‌سزد بر تو هم این و هم آن

رفت سکندر کجا از پی آب حیات

کشته شمشیر تو زنده بود جاودان

تیر ز ترکش مکش دست به قربان مزن

نیست پی صید من حاجت تیر و کمان

از ستم خوی تو خسته‌ جهانی چو من

در خم هر موی تو بسته دلی آشیان

دست تو نازم بکش جور تو زیبد مرا

ناوک شست تو را سینه خاقان نشان

 
 
نسکبان اندروید
منوچهری

باده فراز آورید چارهٔ بیچارگان

قوموا شرب الصبوح، یا ایها النائمین

مسعود سعد سلمان

ویژه می پیر نوش گشت چو گیتی جوان

دل چو سبک شد ز عشق در ده رطل گران

بر ارغوان بیش خواه از ارغوان رخ بتی

چو ارغوان باده ای که رخ کند ارغوان

خانه اندوه را زیر و زبر کن همی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
امیر معزی

تا که بود آفتاب تا که بود آسمان

فرّخ بادت بهار خرّم بادت خزان

تا که بپاید سپهر تا که بماند جهان

هم به سعادت بپای هم به سلامت بمان

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه