ای جان من ز آه من مبتلا بترس
رحمی بکن برای خدا از خدا بترس
هر چند ابرو و مژهات ناوک و کمان
باشد ولی ز ناوک و تیر دعا بترس
پرسش کنم به روز جزا از تو مهر خویش
مهری نما ز پرسش روز جزا بترس
شکر وفای عاشق خود بس کن از جفا
دیگر مکن جفا به من و از جفا بترس
تا چند از جفای تو خاقان بینوا
ناله ز آه و ناله آن بینوا بترس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
خون من غریب مریز از خدا بترس
هر دم به سینه راه مده کینهٔ مرا
وز آه سینه سوز من مبتلا بترس
بر بیدلان ز سخت دلیها مکش عنان
[...]
مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
فصل بهار توبه مکن، از خدا بترس!
ایام در شکستن دل ها بهانه جوست
داری چو گل به کف، ز خزان حنا بترس
در کار سعد و نحس غلط کرده روزگار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.