گنجور

 
فتحعلی‌شاه

دور از رخ گلفام تو در سینه دارم خارها

درد تو با جان و دلم تا حشر دارد کارها

از مهر روی گل‌رخان در سینه دارم خارها

آتش به جان و دل زنند این آتشین رخسارها

بر روی ما ای باغبان بگشا درِ گلزارها

تا کی به حسرت بنگریم از رخنهٔ دیوارها

هرگز نکردی تو وفا بر وعده‌‌ای ای بی‌وفا

در بی‌وفایی‌ها تو را من آزمودم بارها

وصلت کجا روزی شود روزی مرا ای دل‌ستان

جان داده مشتاقان بسی از حسرت دیدارها

مانند تو یوسف رخی پیدا نخواهد شد دگر

هر چند با نقد روان گشتیم در بازارها

بر عاشقان خسته‌دل زآن لب ببخشا شربتی

افتاده بین بر خاک ره از هر طرف بیمارها

از حسرت کوی بتان خاقان بود نالان همی

مانند بلبل روز و شب از دوری گلزارها

 
 
نسکبان اندروید
امیرخسرو دهلوی

ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها

خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها

شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان

رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها

تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه

[...]

حسین خوارزمی

ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها

دارم من آشفته دل با سوز عشقت کارها

گرچه میان آتشم با داغ درد تو خوشم

عاقل اگرچه میکند بر حال من انکارها

با یادت ای پیمان گسل خالی شد از اغیار دل

[...]

جامی

از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها

هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها

از بس فغان و شیونم چنگی ست خم گشته تنم

اشک آمده تا دامنم از هر مژه چون تارها

ره جانب بستان فکن کز شوق تو گل در چمن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
امیرعلیشیر نوایی

ای از بهار حسن تو بر چهره‌ام گلزارها

در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها

از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل

چون دوخت نتوان چاک دل زان سوزن و زین تارها

در کلبه غم گر برم آیی نیابی پیکرم

[...]

اهلی شیرازی

ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها

خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها

هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا

بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها

خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه