گنجور

 
بیدل دهلوی

از ما پیام وصل تهی کرد جای ما

آخر به ما رسید ز جانان دعای ما

موج گهر خجالت جولان کجا برد؟

از سعی نارسا به سر افتاد پای ما

با نرگست چه عرض تمنا دهد کسی؟

دیدیم سرمه‌ای که نگه شد صدای ما

دامان نازت از چه تغافل شکسته‌اند؟

کز ما پر است آینهٔ بی‌صفای ما

سرمایهٔ حباب به‌غیر از محیط چیست؟

آب تو آب ما و هوایت هوای ما

پهلو تهی نمودن دریاست ساز موج

خود را  دمی ز خود به‌در آر از برای ما

وارستهٔ تعلق زنار و سبحه‌ایم

نیرنگ این دو رشته ندوزد قبای ما

برجسته نیست پلهٔ میزان خامشی

یارب! به سنگ سرمه نسنجی صدای ما

حرف طمع مباد برون آید از لباس

مطلب به خرقه دوخت، سؤال گدای ما

گوهر همان برون محیط است در محیط

با ما چه می‌کند دل از ما جدای ما؟

بیدل! به وضع خلق محال است زیستن

بیگانگی اگر نشود آشنای ما

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۲۵۲ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عبید زاکانی

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما

بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما

بی‌جرم دوست پای ز ما درکشیده باز

تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما

با هیچکس شکایت جورش نمیکنم

[...]

ابن حسام خوسفی

ای غافل از بلای دل مبتلای ما

جز مبتلا کسی نرسد در بلای ما

ممکن نباشد از سر کوی تو رفتنم

آری مقیّدست به زلف تو پای ما

حجاج اگر به کعبه بیت الحرم روند

[...]

شیخ بهایی

مرحبا ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علت های ما

صائب

صبح جهان بود نفس غم زدای ما

جان تازه می شود زدم جانفزای ما

بیدار شد ز خواب گرانجان بی غمی

هر کس شنید ناله دردآشنای ما

ته جرعه ای بود که به خاکش فشانده اند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
اسیر شهرستانی

گرد فتادگی شده بال همای ما

منت نمی کشد ز کسی مدعای ما

با چاکهای سینه به محشر نمی رویم

تا رنگ و بوی گل نشود خونبهای ما

حیرت ندیدگی گل گلزار وحشت است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه