فقر نخواست شکوهٔ مفلسی از گدای ما
ناله به خواب ناز رفت در نی بوریای ما
شکر قبول عاجزی تا به کجا ادا کنیم؟
گشت اجابت از ادب در کف ما دعای ما
در چه بلا فتاده است؟ خلق ز کف چه داده است؟
هرکه لبی گشاده است، آه من است و وای ما
جَیب نفسدریده را بخیهٔ خرّمی کجاست؟
تکمهٔ اشک شبنم است، بند سحر قبای ما
گرد خیال عاشقان، رفت به عالم دگر
پا به فلک نمینهد، سر به رهت فدای ما
آه که همچو سایه رفت عمر به سودن جبین
از سر خاک برنخاست، کوشش بیعصای ما
شمع دماغ تک زدن داد به باد سوختن
بر تن ما سری نبود، آبله داشت پای ما
در نفس حباب چیست؟ تاب محیط دم زدن
رو به عرق نهفت و رفت، زندگی از حیای ما
در غم جستوجوی رزق، سودن دست داشتیم
آبله ریخت دانهای چند در آسیای ما
کاش به نقش پا رسیم، تا به گذشتهها رسیم
هر قدم آه میکشد آبله در قفای ما
دور بهار لالهایم، فرصت عیش ما کم است
داغ شدیم و داغ هم گرم نکرد جای ما
در حرمی که آسمان سجده نیارد از ادب
از چه متاع دم زند بیدل بینوای ما؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به بیان حال غربت و فقر شاعر پرداخته و از ناتوانی و بیپناهی او در زندگی میگوید. شاعر lament میکند که چگونه عمرش در سوختن سپری شده و همچنان از نبودن نعمتها و امید به زندگی رنج میبرد. او از درد و غم عاشقان و شرایط سختی که جامعه در آن گرفتار است، سخن میگوید و با حسرت به گذشته و زیباییهای آن نگاه میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به بیوفایی روزگار، از تواناییهای محدود خود در برابر مشکلات زندگی یاد میکند و به سرنوشت غمانگیز انسانها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: فقر، هیچگاه نخواست که از وضع بد ما شکایت کند و نالههای گدایان به خواب آرام ما رفت.
هوش مصنوعی: ما در برابر لطف و بزرگواری خداوند، ناتوان و ناچیز هستیم؛ اما با وجود این ناتوانی، دعاهای ما به خاطر ادب و احترام از سوی خداوند مورد اجابت قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: مردم در چه مشکلاتی گرفتار شدهاند و هر کس که سخنی میگوید، این درد و ناله من و ماست.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت و تاثیر آن بر زندگی انسانها میپردازد. او به فلسفهای از شبنم و زیباییهای صبح اشاره میکند و از آراستگی و ظرافت لحظات اولیه صبح سخن میگوید. همچنین میتوان حس نوعی لطافت و شادی را در این توصیف حس کرد، که نشاندهنده ارتباط عمیق بین انسان و طبیعت است.
هوش مصنوعی: گفتن این است که اندیشه و یاد عاشقان به دنیای دیگری رفته و دیگر به جایی نمیرسد. هیچ چیز نمیتواند بر سر راه عشق ما تاثیر بگذارد و همه چیز فدای عشق تو خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای کاش عمر من به گونهای نمیگذشت که مثل سایهای بیتوجه از سر خاک برنخیزد و تلاش من بدون کمک و یاری دیگران همچنان بینتیجه بماند.
هوش مصنوعی: شمعی که در دماغ ما قرار دارد، با باد شعلهور شده و میسوزد، اما اینکه ما در این سوختن سری نداریم، به این دلیل است که پای ما زخم و دچار مشکل است.
هوش مصنوعی: در نفس حباب، تلاطم و ناپایداری وجود دارد؛ وقتی که به آرامی درون خود نفس میکشیم، میتواند نشانهای از زندگی باشد، اما در عین حال، این زندگی به سرعت از دست میرود و به سمت خاموشی میرود.
هوش مصنوعی: در درد و غم به دنبال درآمد بودیم و در تلاش برای به دست آوردن روزی، دانههای کمی در آسیاب خود پیدا کردیم.
هوش مصنوعی: ای کاش به جایی برسیم که بتوانیم به گذشتهها نگاه کنیم. هر گامی که برمیداریم، زخمها و مشکلاتی که پشت سر گذاشتهایم را یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: ما در بهار، مانند لالهها هستیم و زمان خوشگذرانیمان اندک است. داغی که بر دل داریم، حتی گرمای آن نمیتواند جای خالی ما را پر کند.
هوش مصنوعی: در مکانی که حتی آسمان به خاطر ادب نمیتواند سجده کند، بیدل بیچاره چرا باید به دنبال چیزهای پست باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.