دوید بر رخ زردم، ز بیقراری اشک
گل خزان زده را، کرد آبیاری اشک
خزان عمر بزردی رساند، رنگ رخم
ببار بر سرم، ای ابر نو بهاری اشک
کسی غبار غم، از چهره ام نخواهد شست
اگر ز دیده نیاید برون بیاری اشک
رخم ببوسد و بنوازد و بعذر قصور
بخاک پیش من افتد، ز شرمساری اشک
بیار بر لبم ای سینه هرچه خواهی آه
بریز بر رخم ای دیده هرچه داری اشک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به احساسات عمیق شاعر در مواجهه با غم و اندوه اشاره دارد. او با تصاویر زلال و طبیعی، اشک را به عنوان منبعی برای آبیاری روح و احساسات خود معرفی میکند. همچنین به یأس و ناامیدی در زندگی اشاره دارد و از اینکه غم نتوانسته از چهرهاش محو شود، سخن میگوید. شاعر در آخر به ارتباط عاطفی و طلب آرامش و نوازش از دیگری میپردازد و درخواست اشک و آه را به خاطر درد و عذاب درونی خود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.