گنجور

 
واقف لاهوری

یا رب بسی کشیدم آزار زندگانی

مرگی که گردد آسان دشوار زندگانی

از دوری تو بنده نی مرده‌ام نه زنده

هم ننگ مرگ گشتم هم عار زندگانی

شمشیر ناز در کف می‌آید آن جفاجو

این دم ضرور گردید اظهار زندگانی

موی سفید سر زد آشفتگی به در رفت

زین صبح شد فسرده گلزار زندگانی

 
 
نسکبان اندروید
کلیم

صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی

اینست عندلیب گلزار زندگانی

گر دیده را ببندم، راه نفس بگیرد

از بس کناره گیرم از کار زندگانی

با کاروان هستی دیدیم، یک متاعست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه