دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
یاد آمد از زمانهٔ مجنون گریستم
یکی قطره حق گریه ز چشمم ادا نشد
با آنکه در فراق تو جیحون گریستم
فهمیده گیر جام درین انجمن که من
خوردم شراب و درعوضش خون گریستم
از برق خنده نیش به حالم زدی و من
از ابر در هوای تو افزون گریستم
خونم به دل ز شوق عتیق لب کسی است
من بیسبب به اشک جگرگون گریستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب ز دیده از قدح افزون گریستم
تا دل چو شیشه داشت نمی، خون گریستم
یک بار، دیدهام به غلط فال خواب زد
عمری ز شرمساری آن، خون گریستم
تلخی ندید عیش حریفان ز گریهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.