گنجور

 
واقف لاهوری

عمری گذشت رونق هامون نمانده است

گویا کسی ز دودهٔ مجنون نمانده است

معذور دار گر بکشم ناله‌های خشک

از بس گریستم به تنم خون نمانده است

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
صائب

امروز قدر نکته موزون نمانده است

انصاف در قلمرو گردون نمانده است

هیچ است صد رساله حکمت به چشم ما

بهتر ز خم اثر ز فلاطون نمانده است

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه