گنجور

 
صائب

امروز قدر نکته موزون نمانده است

انصاف در قلمرو گردون نمانده است

هیچ است صد رساله حکمت به چشم ما

بهتر ز خم اثر ز فلاطون نمانده است

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت

در بند آن مباش که مضمون نمانده است

صائب پیاله گیر که تا کرده ای نگاه

یک خشت از عمارت گردون نمانده است

 
 
نسکبان اندروید
واقف لاهوری

عمری گذشت رونق هامون نمانده است

گویا کسی ز دودهٔ مجنون نمانده است

معذور دار گر بکشم ناله‌های خشک

از بس گریستم به تنم خون نمانده است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه