هرکس که خورده چون شمع سر چنگ زندگانی
در مرگ میگریزد از ننگ زندگانی
ذوقی نماند دل را با آن دهان شیرین
تنگ شکر نخواهد دلتنگ زندگانی
از بس که در غم یار در دیدهها شدم خوار
مرگم نکرد از عار آهنگ زندگانی
نی وصل دلفروزی نی هجر سینهسوزی
خواهیم مرد روزی از ننگ زندگانی
وصلش همیشه خواهم در هجر میپناهم
کاین بوی مرگ دارد و این ننگ زندگانی
لازم شده است ای مرگ بر من دعای جانت
جان مرا رهاندی از ننگ زندگانی
از خاک مال مردن شاید جلا پذیرد
آیینهای که تاراست از زنگ زندگانی
گفتی که از چه واقف در هجر زنده ماندی
بشنو که هجر مرگیست در رنگ زندگانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
هر ذرهای دوان است تا زندگی بیابد
تو ذرهای نداری آهنگ زندگانی
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی
[...]
هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی
بیچاره جان چه کردی با ننگ زندگانی
داراست هر که جان برد از چنگ مرگ بیرون
ما جان به مرگ بردیم از چنگ زندگانی
بیعشق کس ممیراد، بی درد کس مماناد
[...]
جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
کاش از عدم نکردی آهنگ زندگانی
ای مرگ پردهٔ تن از روی جان برافکن
تا دل زدوده گردد از زنگ زندگانی
بیدوست گر سرآری ای عمر من بفردا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.