گنجور

 
مولانا

در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی

هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابد

تو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی

گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی

خوش چشمه‌ها دویدی از سنگ زندگانی

در آینه بدیدم نقش خیال فانی

گفتم: «چه ای تو؟» گفتا:« من زنگ زندگانی»

اندر حیات باقی یابی تو زندگان را

وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی

آن‌ها که اهل صلحند بردند زندگی را

وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۲۹۶۱ به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
رضی‌الدین آرتیمانی

هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی

بیچاره جان چه کردی با ننگ زندگانی

داراست هر که جان برد از چنگ مرگ بیرون

ما جان به مرگ بردیم از چنگ زندگانی

بی‌عشق کس ممیراد، بی درد کس مماناد

[...]

فیض کاشانی

جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی

کاش از عدم نکردی آهنگ زندگانی

ای مرگ پردهٔ تن از روی جان برافکن

تا دل زدوده گردد از زنگ زندگانی

بیدوست گر سرآری‌ ای عمر من بفردا

[...]

واقف لاهوری

هرکس که خورده چون شمع سر چنگ زندگانی

در مرگ می‌گریزد از ننگ زندگانی

ذوقی نماند دل را با آن دهان شیرین

تنگ شکر نخواهد دلتنگ زندگانی

از بس که در غم یار در دیده‌ها شدم خوار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه