گنجور

 
واقف لاهوری

چون سیل روم در طلب دوست شتابان

ویرانه به ویرانه بیابان به بیابان

از خانه برون آمدنت نیست مناسب

هستند درین کوچه بسی خانه‌خرابان

یک سرو به موزونی قد تو ندیدیم

گشتیم درین باغ خیابان به خیابان

روشن شده از پرتو روی تو همه شهر

بر کلبهٔ من نیز بتاب ای مه تابان

مستی تو چه داری خبر از اینکه جهان را

کرد است سیه دود دل سینه‌کبابان

واقف چه کنی بوسه سؤال از لب آن شوخ

شیرین‌دهنان‌اند بسی تاخ جوانان

 
 
نسکبان اندروید
کسایی

این گنبد گردان که برآورد بدین سان

…ـان

ای منظره و کاخ برآورده به خورشید

تا گنبد گردان بکشیده سر ایوان

فرخی سیستانی

تاچون ز در باغ درآید مه نیسان

از دیدن او تازه شود روی بساتین

ناصرخسرو

این گنبد پیروزهٔ بی‌روزن گردان

چون است چو بستان گه و گاهی چو بیابان؟

من خانه نه دیدم نه شنیدم به جز این نیز

یک نیمه بیابان و دگر نیمه گلستان

ناگاه گلستانش پدید آرد گلها

[...]

ازرقی هروی

المنه لله که خورشید خراسان

از برج شرف گشت دگر باره درخشان

المنه لله که آراست دگر بار

دیوان خراسان بسزاوار خراسان

المنه الله که از کشتی عصمت

[...]

قطران تبریزی

آن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدان

از قدرت یزدان چه عجب غیرت چندان

هرگز نرسد کس بسر قدرت ایزد

هرگز نرسد کس بسر غیرت یزدان

گه کوه و بیابان کند از باغ و بساتین

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه