گنجور

 
واقف لاهوری

دل ریش شد و سینه فگار است ببینید

با عشق هنوزم سروکار است ببینید

داغی که به دل بردم ازین لاله‌عذاران

امروز همان شمغ مزار است ببینید

گفتند عزیزان که به خون از چه طپیدی

شمشیر کسی بر سر کار است ببینید

از تیزی آن خنجر مژگان چه دهم شرح

این سینه و این دل که فگار است ببینید

تا چشم ببندید و گشایید گذشت است

این عمر عجب برق سوار است ببینید

خط آمد و آن زلف سر خویش گرفت است

آن مور که برهم زن مار است ببینید

طفلی که مرا کرده فراموش به یادش

اشکم چقدر سبحه‌شمار است ببینید

مشغول به بازیست دران سلسلهٔ زلف

دیوانه دل من به چه کار است ببینید

تلخ است به گل عیش ز دود دل لاله

در سوختهٔ او چه شرار است ببینید

دارد ز گلستان رخش نسخه دل من

هر بابی ازان فصل بهار است ببینید

یک روز بیایید بتان بر سر واقف

از بهر شما زار و نزار است ببینید

 
 
نسکبان اندروید
بیدل دهلوی

دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینید

این آینه در شغل چه‌کار است ببینید

زان پیش که بر خرمن ما برق فرو شد

آن شعله که امروز شرار است‌ ‌ببینید

در بحر چو گوهر نتوان چشم گشودن

[...]

حزین لاهیجی

در دل غم آن لاله عذار است ببینید

این باده که بی رنج خمار است ببینید

شد چشم مرا نکهت پیراهن یوسف

گردی که از آن راهگذار است ببینید

جان تازه کند لفظ خوش و معنی رنگین

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حزین لاهیجی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه