گنجور

 
واقف لاهوری

خوش آنکه به رویت نظری داشته باشد

یا از سر کویت گذری داشته باشد

او را به جفا این همه بدنام نسازید

شاید که وفا هم قدری داشته باشد

ناصح چه دهی پند که از دیدن خوبان

من صبر ندارم دیگری داشته باشد

لب‌‌تشنهٔ تیغم نخورم آب بقا را

ترسم به مزاجم ضرری داشته باشد

در هر قدمی همچو جرس زار بنالد

آن‌کس که چو دل همسفری داشته باشد

بارد به سرش سنگ ستم از در و دیوار

با سنگدلان هر که سری داشته باشد

تا صبح شدن تاب ندارم چه کنم آه

گیرم شب هجران سحری داشته باشد

خوبان نکنند این همه بیداد به عاشق

این شهر اگر دادگری داشته باشد

آن شوخ به شمشیر ستم آب ز سر داد

از تشنگی من خبری داشته باشد

از داغ ستم تجربهٔ غیر مفرمای

او کیست که چون من جگری داشته باشد

خوبان نکنند این همه بیداد به عاشق

این شهر اگر دادگری داشته باشد

واقف قدری عشق بیاموز بیاموز

خوبست که آدم هنری داشته باشد

 
 
نسکبان اندروید
فضولی

خوش آنکه غم سیم‌بری داشته باشد

وز غم همه‌دم چشم تری داشته باشد

صاحب‌نظر آنست که چون چشم گشاید

با ماه‌لقایی نظری داشته باشد

ثابت‌قدم آنست که غافل ننشیند

[...]

فیض کاشانی

ای کاش که این سینه دری داشته باشد

تا یار ز دردم خبری داشته باشد

یا با دل ما صبر سری داشته باشد

یا رحم بر آن دل گذری داشته باشد

تا کی گذرد عمر کسی در غم هجران

[...]

فیاض لاهیجی

آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد

وین ناله بدان دل گذری داشته باشد

پیداست پریشانی زلفش ز حد افزون

گویا به دل خسته سری داشته باشد

مستانه رود سر زده تا بر سر آن کوی

[...]

بیدل دهلوی

مشتاق تو گر نامه‌بری داشته باشد

چون اشک هم از خود سفری داشته باشد

از آتش حرمان کف خاکستر داغی‌ست

گر شام امیدم سحری داشته باشد

چون شمع بود سربه دم تیغ سپردن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
حزین لاهیجی

جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟

آه دل سوزان اثری داشته باشد؟

خورشید چو دود دل ما، پرده نشین است

این تیره شب آیا سحری داشته باشد؟

ما شکوه، ز بی رحمی صیاد نداریم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه