خانهپرداز و خانهدار امن است
چه قدرها غمت به کار من است
یادگاری ز خاندان دل است
طفل اشکی که در کنار من است
غم رسواییام مخور ناصح
عاشقم خواری اعتبار من است
اندرین شهر هر کجا طفلی است
سنگ در کف در انتظار من است
به فلک میتوان سفارش کرد
که فلان تیرهروزگار من است
این نمکها که ریزد از لب او
همه وقف دل فگار من است
قدیسان را به گریه میآرد
دود شمعی که بر مزار من است
آن که دل برده از برم واقف
بر کنار است و در کنار من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت چشمش چو چشم یار من است
این که در دام من شکار من است
دُرج مدح تو غمگسار من است
گوشمال تو گوشوار من است
قمری اندر بهار یار من است
مونس نالهای زار من است
فاخته طوق عشق برگردن
در غم دوست غمگسار من است
بلبل از شاخ گل گشاده زبان
[...]
اینچنین پند بند کار من است
عکس این گوید آنکه یار من است
ساغر باده شرمسار من است
عیش زندانی بهار من است
تشنه بیقراریم چو سپند
گره سوختن به کار من است
باده پیماست هر زمان با غیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.