همرهان رفتند و ما در گام اول ماندهایم
چون نگه در دیدهٔ حیران معطل ماندهایم
چو نصدف هر کس لبی بگشود گوهر سفت و ما
با دهان بسته چون درج مقفل ماندهایم
بر دو ماه مجلس افروز تو شبهای وصال
بسکه تقسیم نظر بنموده احول ماندهایم
اهل دل پیوسته بیدارند چون مو بر پلاس
ما بخواب جاودان مانند مخمل ماندهایم
«طالب» از دام جنون رستند همکاران و ما
همچنان در قید آن زلف مسلسل ماندهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.