پهلو مزن بما که سراپا جراحتیم
تو فرق تا قدم نمکیها جراحتیم
نازکتر از نسیم بما برگذر که ما
چون شاخهٔ تمامی اعضا جراحتیم
با آنکه سر بسر همه زخمیم خونچکان
پیش جراحت دل خود ما جراحتیم
ایغم میان ماو تو این دوستی ز چیست
آخر تو مرهمی نئی و ما جراحتیم
بر لطف و قهر میگذرد روزگار و ما
یا مرهمیم بر دل خود یا جراحتیم
بر ما سبک چو عمر گذرای نسیم دشت
بنگر که همچو سینهٔ دریا جراحتیم
«طالب» بساز مرهم لطفی که مو بمو
از دشنهٔ شماتت اعدا جراحتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.