گنجور

 
طالب آملی

گریه زور آورده حرفم در گلو خواهد شکست

دردلم بادوست ذرق گفتگو خواهد شکست

بعد عمری راه حرفی یافتم در بزم دوست

آه کین حرف دل صد هرزه گو خواهد شکست

آرزو کردم وصال او چه دانستم که باز

توبه را ز دست چشم مست او خواهد شکست

بس تنگ ظرفست «طالب» ساقیا کم‌ده که باز

مست خواهد گشت و صد جام و سبو خواهد شکست

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی