انوار مهر ظلمت ایام ما نشست
صابون صبح تیرگی شام ما نشست
بررویما چو گرد ندامت ز توبه دید
زمزم لب ودهان می آشام ما نشست
از اشک خویش با همه طغیان بحیرتم
کز صفحه وجود چرا نام ما نشست
شکر صفای چشمهٔ خورشید چون کنم
چون گرد خامی از ثمر خام ما نشست
کوثر کشید دامن و زمزم بتافت روی
جز آب کفر کسوت اسلام ما نشست
کیجوش زد زگریهٔ «طالب» سرشک خون
کز آستانه تا بلب بام ما نشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.