کاهل نیم چو زهد فروشان بکارمی
دایم حریف جامم و همواره یار می
بر عارضش نقط نقط لاله رنگ بین
ای جوش گل ندیده بفضل بهار می
رنج هزار تیغ جفا بین و شکر کوی
ای غافل از تحمل رنج خمار می
فارغ چو مهر و مه زید از خصمی سپهر
در روزگار هر که بود دوستدار می
بیدور جام چون گذرانم که داده دهر
چون طفل نشاهٔ پرورشم روزگار می
جوئیم وصل میکده هرچند سرکهایم
شاید که میشویم ز قرب جوار می
دارد شرافت کفن خونچکان حشر
دامان خرقهای که بود داغدار می
چندان بنوش می که شود بر تو میسوار
چندان بنوش می که تو باشی سوار می
باور مکن که در قدح جور روزگار
زهری بود کشنده تراز انتظار می
می جان بفرق گیرد و آب خضر بکام
خود گوی چون فزون نبود اعتبار می
کردیم یاد (طالب) و زاهد بمیل طبع
او اختیار باده و ما اختیار می



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صدر اگر نه بر تو همی مهر دارمی
هرهفته یک دو بار گرانی بیارمی
ور ننگ خست شرکا نیستی مرا
در مدح تو جبین چو عطارد بخارمی
شبها به دست فکرت زین کلک چون شهاب
[...]
ای بندهی لب تو، لب آبدار می
گلگونه کرده عکس رخت بر عذار می
تخت هوس نهاده رخت بر بساط گل
رخت خرد فکنده لبت، در جوار می
چون صبح جامه چاک زده، غنچه حباب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.