گنجور

 
طالب آملی

رسید مژده که اینک جهان جاه رسید

طراز کشور و آرایش سپاه رسید

رسید مژده که اینک زپیش‌طاق جلال

فروغ چتر سلیمان بیارگاه رسید

رسید مژده که اینک ز چین طرهٔ شاه

علم علم اثر نور صبحگاه رسید

رسید موکب اقبال شاه و بر اثرش

حشم حشم سپه نصرت اله رسید

بآستان جلالش ز شوق گردون را

نخست دیده رسید آنگهی نگاه رسید

رو ای نسیم چمن آستین معطر ساز

که شعلهٔ عرق‌افشان ز گرد راه رسید

همای اوج سعادت بآشیان آمد

تذرو گلشن رفعت بجلوه‌گاه رسید

ز شهر بند وجود ای ستم دواسبه گریز

که صیت عدل جهانگیر پادشاه رسید

رسید آنکه چو عزمش عنان بگردون داد

هنوز ناشده راهی به نیم راه رسید

به جنبش علمی از سپاه مغفرتش

بسا شکست که بر لشکر گناه رسید

بگلشنی که تذروش لباس جلوه فشاند

چمن چمن گل سوری بهر گیاه رسید

به تیغ عدل ببرید دست جاذبه‌اش

اگر ز کاه‌ربا شدّتی بکاه رسید

بخار وخس ره مژگان عندلیبان بست

اگر بروی گل آسیبی از نگاه رسید

بکنج غمکده حیران نشسته بودم دوش

که لمعهٔ بدلم در شب سیاه رسید

بگوش ناگهم از هفتمین رواق سپهر

ندا رسید که شاه ملک سپاه رسید

ز فیض پرتو این مژده در سیاهی شب

ز روزنم تتق نور تا بماه رسید

زشادیانه خروشم، نوای غم شد زار

چنانکه گه نرسیدم بگوش وگاه رسید

بگفتم ازچه شبستان هند شد پر نور

زمانه گفت به‌بین پرتو اله رسید

چو من در آینهٔ عقل جوهرش دیدم

چه گویمت که بجانم چه ز آن نگاه رسید

مرا ز جلوهٔ آن ذات حیرتی رو داد

چنانکه کار بسرحد اشتباه رسید

نهان شد از نظرم نور معرفت گفتی

بحسن آینه‌ام چشم زخم آه رسید

میان پرتو ذاتم نظاره حیران بود

که بار شمع تجلّی به پیش‌راه رسید

ز سینه صاف دعای شهنشهم زد جوش

چنانچه رشحه برین طارم دوتاه رسید

ز روی جذبه چنان یا ربی برآوردم

که‌جوش زلزله بر گوش ماسواه رسید

بگفتم ای ملک‌العرش چتر شاهی را

رسان باوج جلالی که چتر ماه رسید

شهنشها، گهر این قصیده (طالب) را

بدیهه بهر شهنشاه دین پناه رسید

سواد این رقم عنبرین بیک شبگیر

ز دل بصفحهٔ اقبال پادشاه رسید

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
میلی

عجب عجب که شب غم به صبحگاه رسید

نسیم وصل سواری ز گرد راه رسید

به فرق سوختهٔ غم در آفتاب ستم

ز سایبان حجاب کرم، پناه رسید

رساند باد به بلبل خبر که گل آمد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه