رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۷۸
از همالان وز برادر من فزون
زان که من امیدوارم نیز یون
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف » پاره ۲۲
بودنی بود، می بیار اکنون
رطل پرکن ، مگوی بیش سخون
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیرهگون
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
همه موبدان سرفگنده نگون
چرا کس نیارست گفتن نه چون
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
مگر زین دو تن را که ریزند خون
یکی را توان آوریدن برون
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
یکی بانگ بر زد به خواب اندرون
که لرزان شد آن خانهٔ صدستون
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
همه موبدان سرفگنده نگون
پر از هول دل، دیدگان پر ز خون
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدون
مگر کاو سر و تن بشوید به خون
شود فال اخترشناسان نگون
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
همی راند او را به کوه اندرون
همی خواست کآرد سرش را نگون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
شتابت نباید به پاسخ کنون
مرا چند رازست با رهنمون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
دلش گشت غرقه به آزاندرون
به اندیشه بنشست با رهنمون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰ - کشته شدن ایرج
برفتند با او به خیمه درون
سخن بیشتر بر چرا رفت و چون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱ - نابینا شدن فریدون از داغ ایرج
همه دیده پرآب و دل پر ز خون
نشسته به تیمار و گرم اندرون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۶ - جنگ نخستین سلم و تور با سپاه ایران
پی ژنده پیلان به خون اندرون
چنان چون ز بیجاده باشد ستون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
همه روی دریا شده قیرگون
همه روی صحرا شده جوی خون
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
ازین پس به خیره مریزید خون
که بخت جفاپیشگان شد نگون
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
سپیدش مژه دیدگان قیرگون
چو بسد لب و رخ به مانند خون
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۳ - بازگشت زال از پیش سیمرغ و بزرگداشت او
گهی زیر چنگال مرغ اندرون
چمیدن به خاک و چریدن ز خون
