×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۹
جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد
خلقی همه از حال من افسانه نسازد
از خون من خسته نشانی تو همی زلف
کان موی پریشان ترا شانه نسازد
چیزی ست درین دل که چنین می شوم از نی
[...]
۹ بیت
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۲
مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
از پنجه ی خورشید اگر شانه نسازد
روشن نشود دلبری شمع، کسی را
تا سرمه ز خاکستر پروانه نسازد
با مستی یک هفته، بگویید چمن را
[...]
۶ بیت
حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۳۹
با داغ محبت، دل دیوانه نسازد
دریاکش مخمور به پیمانه نسازد
خاطر نکند عشق، ز معموری ما جمع
تا جغد، به وبرانهٔ ما خانه نسازد
۲ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۰
در کوی تو دیوانه به دیوانه نسازد
در بزم تو پروانه به پروانه نسازد
مهجور تو هرگز ننشیند به گل و سرو
مخمور تو با شیشه و پیمانه نسازد
همسایه به ارباب مصیبت نتوان شد
[...]
۸ بیت
