×
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۱
میبینمت که عزم جفا میکنی مکن
عزم عتاب و فرقت ما میکنی مکن
در مرغزار غیرت چون شیر خشمگین
در خونم ای دو دیده چرا میکنی مکن
بخت مرا چو کلک نگون میکنی مکن
[...]
۹ بیت
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۲
آشفته زلف را ز صبا میکنی، مکن!
ما را اسیر دام بلا میکنی، مکن!
بر شیشه پاره پای هوس مینهی، منه
قصد دل شکستهٔ ما میکنی، مکن!
نسبت مرا به اهل هوس میدهی، مده
[...]
۶ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۵
انکار اهل صدق و صفا میکنی مکن
این کار خوب نیست چرا میکنی مکن
خون مرا که غازهٔ رخسارهٔ وفاست
پامال همچو رنگ حنا میکنی مکن
این آن شکسته نیست که بتوان درست کرد
[...]
۱۰ بیت
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۸۶
قهر و عتاب و جور و جفا میکنی مکن
با این دل شکسته چهها میکنی مکن
پیکان خویش از دل ما میکشی مکش
ای یار را ز یار جدا میکنی مکن
ای نور دیده از نظر میروی مرو
[...]
۴ بیت
