رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۸
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟
رونقی بخارایی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱
جانی است تیغ شاه، که دید این همه شگفت؟
جانی کزو بود تن و جان همه خراب
لرزان بهجای گوهر در جرم او پدید
جانهای دشمنانش چو ذره در آفتاب
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم
هَمی بَر شُد آتش، فُرود آمد آب
هَمی گَشت گِردِ زمین، آفتاب
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود
چنان دید روشن روانم به خواب
که رخشنده شمعی بر آمد ز آب
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
چو آمد به برج حَمَل آفتاب
جهان گشت با فرَ و آیین و آب
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
چو بان و چو کافور و چون مشک ناب
چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب
ز کشور به کشور گرفتی شتاب
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
بدو اندرون زعفران و گلاب
همان سالخورده می و مشک ناب
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک
بدان تا گذر یابم از روی آب
به کشتی و زورق هم اندر شتاب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰ - کشته شدن ایرج
چو برداشت پرده ز پیش آفتاب
سپیده برآمد بپالود خواب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱ - نابینا شدن فریدون از داغ ایرج
خروشی به زاری و چشمی پرآب
ز هر دام و دد برده آرام و خواب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۶ - جنگ نخستین سلم و تور با سپاه ایران
زمین شد به کردار کشتی بر آب
تو گفتی سوی غرق دارد شتاب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
یکی جای دارد سر اندر سحاب
به چاره برآورده از قعر آب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سراندر سحاب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
پلنگش بدی کاشکی مام و باب
مگر سایهای یافتی ز آفتاب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۳ - بازگشت زال از پیش سیمرغ و بزرگداشت او
یکی کوه دیدم سر اندر سحاب
سپهری است گفتی ز خارا بر آب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۷ - رفتن پنج ندیمهٔ رودابه به باغ سام و وصف کردن زیبایی رودابه سام را
نگه کرد تا مرغ برخاست ز آب
یکی تیره بنداخت اندر شتاب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۳ - آگاه شدن مهراب از داستان و خشم گرفتن او بر سیندخت و رودابه
نه ماند بر و بوم و نه مام و باب
شود پست رودابه با رودآب
