نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
بسکه حرف آهسته گوید نشنود آواز خویش
دام هستی گر نه سرمش گرفتاری شود
نامه ای را می توان کردن پر پرواز خویش
شمع بالین را غبارم دامن غیرت زند
بعد مردن هم نخواهد عشق روشن راز خویش
شمع و گل ارزانی پروانه و بلبل اسیر
ما و استغنای صیاد شکار انداز خویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و احساسات عمیق خود میپردازد. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و حال خودش میگوید و به حجابهایی که عشق در وجودش ایجاد کرده اشاره میکند. همچنین، او به غم و اندوه ناشی از جدایی و تلخیهای آن میپردازد و از مسأله ناپایداری زندگی و عشق سخن میگوید. در پایان، او بر جدایی خود از حقیقت و آزادی تأکید میکند و به تطبیق وضعیت خود با طبیعتی که همیشه در حال تغییر است، میپردازد.
هوش مصنوعی: لعل (سنگ قیمتی) او به خاطر حیا و خجالتی که از خودش دارد، نسخهای دارد. او آنقدر نرم و آرام صحبت میکند که صدای خود را نمیشنود.
هوش مصنوعی: اگر در تنگنای زندگی گرفتار شوی، میتوانی با نوشتن یک نامه، پرواز آزادی خود را تجربه کنی و از آن شرایط رهایی یابی.
هوش مصنوعی: شمع کنار تخت من غبار میگیرد و غیرتم را تحت فشار قرار میدهد. بعد از مرگم هم، عشق نمیتواند رازهای خود را روشن کند.
هوش مصنوعی: شمع و گل برای پروانه و بلبل بیقیمت است، ما گرفتار و در بند عشق هستیم و صیاد خود را بینیاز از شکار میداند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
سازگاری یافتم از طالع ناساز خویش
ذره بودم آفتابم همنشین خویش کرد
صعوه بودم شاهبازم کرد هم پرواز خویش
بی زبانی را زبان دانی نمود از روی لطف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.