تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
خود نمی دانی که هر روزم چها خواهد گذشت
بسکه می دزدم نفس در سینه بی تحریک عشق
کار من از پرسش روز جزا خواهد گذشت
دام الفت شد نفس تقریب صیادی کجاست
تا کی از خاطر کسی دیر آشنا خواهد گذشت
دیده ام خواب پریشانی چه تعبیرش کنم
نگذرد در خاطری کز خاک ما خواهد گذشت؟
در طلسم اشک عالمگیر دارم وحشتی
نیست بیرون از دل من هر کجا خواهد گذشت
از غبار ما صبا حیرت به گلشن می برد
در میان بلبل و قمری چها خواهد گذشت
از خدا برگشته دل تکلیف ساحل می کند
کشتی صبرم زخون ناخدا خواهد گذشت
کارها دارد جنون با بیزبانی های من
ناله زنجیرم از عرش دعا خواهد گذشت
شبنم گل را خیال گرد کلفت می کند
نگذرد در خاطر از خاکم کجا خواهد گذشت
گر چنین خواهد گذشتن عمر بیتابی اسیر
کار فارغبالی از چون و چرا خواهد گذشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز حسرت و انتظار میپردازد و از جدایی و غم عشق سخن میگوید. او به این فکر میکند که جداییاش تا کی ادامه خواهد داشت و هر روز بر دردش افزوده میشود. احساس تنهایی و غمانگیزی او در سایه این جدایی ملموس است و به عاقبت کارهایش میاندیشد. دلتنگی او به قدری عمیق است که حتّی در خواب نیز نمیتواند از این اندوه رها شود و مدام در فکر خود میچرخد. شاعر با تصاویری از بهار و زندگی طبیعی، ناتوانی و حیرت خود را از زندگی و گذر زمان بازگو میکند و همچنین به احساس تکرار و بیمعنایی ناشی از جدایی اشاره میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که با این درد و بیتابی، روزها و عمرش در حال گذر است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی قرار است که از جدایی ما بگذرد و تو نمیدانی که هر روز بر من چه میگذرد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به شدت تحت تأثیر عشق هستم و نفسهایی که میزنم، به حدی زیاد است که احتمالاً در روز حساب و کتاب از من سوالی نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: با ایجاد رابطه عاطفی میان دو نفر، احساس میشود که مانند صیادی در دام افتادهایم. حالا سؤال این است که تا کی میتوانیم از یاد کسی که مدتهاست با او آشنا شدهایم، دور بمانیم؟
هوش مصنوعی: من خواب ناخوشایندی را دیدهام و نمیدانم چگونه آن را تفسیر کنم. نمیتوانم به خاطر بسپارم که روزی از خاک ما گذر خواهد شد.
هوش مصنوعی: در سایهی اشکهای جهانی، هیچ ترس و هراسی از دل من وجود ندارد و هر جا که بخواهد، میتواند بگذرد.
هوش مصنوعی: بادی که از ما میوزد، همواره حیرتانگیز است و در گلستان به پرواز در میآید. در میان بلبل و قمری، چه تحولی رخ خواهد داد؟
هوش مصنوعی: دل من از خدا دور شده و به سواحل خیال رسیده است. کشتی صبرم که ناخدای آن خون است، به زودی از این دریا عبور خواهد کرد.
هوش مصنوعی: دیوانگیام با بیزبانیهایم کارهایی میکند؛ ناله و فریاد من مانند زنجیری است که از آسمان به سوی دعا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: شمع گل، زیبایی و لطافت خود را مدیون شبنم است، اما این شبنم نمیتواند به یاد خاک باقی بماند و از آن عبور کند. در واقع، زندگی و زیباییها ناگزیر از گذر هستند و نمیتوانند دائمی بمانند.
هوش مصنوعی: اگر عمر به همین منوال سپری شود، دل بیقرار و ناآرام از زندگی بیخیال و بیپرسش خواهد گذشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.