دلم با سوز پنهانی سری داشت
که چون گردون کف خاکستری داشت
خیالش هم مرا در پرده می سوخت
اگر با خود گمان دیگری داشت
دل ما دعوی اعجاز می کرد
اگر دیوانگی پیغمبری داشت
نشد صید پریشان اختلاطی
جنون در کشور ما لنگری داشت
غبارم عمرها پرواز می کرد
چو دور افتادگی بال و پری داشت
اسیر از خاطر او می گذشتم
اگر باغ فراموشی بری داشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و سوز دل خود میگوید که ناشی از عشق و خیال محبوب است. او اعتراف میکند که دلش با وجود تمامی دردها و دیوانگیها، بر روی عشق و شیداییهایش تأکید دارد. با بیان حالاتی از پریشانی و رنج، او به بیخبری و فراموشی قربانی عشق اشاره میکند و وجود محبوب را سبب همهی این احساسات میداند. شاعر همچنین تمثیلاتی از پرواز و افتادگی بال، و عجز در درک عواطف عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل من به طور مخفیانهای احساس سوز و درد عمیقی دارد که مانند آسمان، رنگی خاکستری و غمگین به خود گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر او خودش فکر دیگری میکرد، حتی خیال او هم مرا در درون میسوزاند.
هوش مصنوعی: اگر دیوانگی از ویژگیهای پیغمبری بود، دل ما ادعای شگفتی و غیرعادی بودن میکرد.
هوش مصنوعی: در کشور ما، نتوانستیم به راحتی و بیدغدغه به هدفهای خود دست پیدا کنیم، زیرا وضعیتی آشفته و گیجکننده وجود دارد که ما را درگیر کرده است.
هوش مصنوعی: من در گرد و غبار زندگی به مدت طولانی پرواز میکردم، مانند موجودی که به خاطر دور ماندن از وطن، بال و پرش را از دست داده است.
هوش مصنوعی: اگر باغ فراموشی وجود داشت، میتوانستم از یاد او رهایی یابم و به راحتی از ذهنم عبور کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز هر کس کو به بالا سروری داشت
سری و گردنی بالاتری داشت
نهان در موی یک انگشتری داشت
که مُهر او نشان قیصری داشت
همان مرتد که کیش کافری داشت
به کیش هندوان سهم سری داشت
زلیخا نام زیبا دختری داشت
که با او از همه عالم سری داشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.