خواه نباتی و خواه حیوانی
هر یکی مظهریست ربانی
می و جامی و عاشق و معشوق
موج و بحر و حباب را مانی
دل خود را به دست زلفش ده
جمع می باش از پریشانی
گفتهٔ عارفان به جان بشنو
چند گفتار این و آن خوانی
گاه در نزد یار خود می جوی
باش با یارکان کرمانی
ای که جویای این و آن گشتی
باش با خود هم این و هم آنی
عارفانه به تخت دل بنشست
سید مسند سلیمانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به تبیین ارتباط عمیق موجودات با وجود الهی میپردازد و بیان میکند که هر چیز در جهان، چه گیاهی و چه جاندار، تجلی خداوند است. او عشق را به عنوان عاملی برای ایجاد وحدت و رفع پریشانی در دل معرفی میکند و از مخاطبان میخواهد که به زلف معشوق خود دل داده و با او در ارتباط باشند. شاعر همچنین تأکید میکند که جستوجو برای حقیقت باید با خود آغاز شود و در کنار یار واقعی بودن، درک عمیقتری از وجود به دست میآید. در انتها، او به مقام عارفان اشاره میکند که در دل خود مسند سلیمان را برای درک معنای زندگی و عشق به دست آوردهاند.
هوش مصنوعی: هر موجودی چه گیاه باشد و چه حیوان، تجلی و نشانهای از خداوند است.
هوش مصنوعی: نوشیدنی، جام، عاشق و محبوب، موج، دریا و حباب را در نظر بگیر.
هوش مصنوعی: دل خود را به زلف او بسپار و سعی کن در عین شوریدگی، آرامش خود را حفظ کنی.
هوش مصنوعی: به سخنان عارفان توجه کن و چندین حرف از این و آن را بشنو.
هوش مصنوعی: گاهی با یار خود وقت بگذران و در کنار دوستان کرمانیات باش.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال این و آن میگردی، بدان که خودت هم این و هم آن هستی.
هوش مصنوعی: یکی از عارفان با آرامش و قدرت بر قلبها نشسته است، همانطور که سلیمان بر تخت سلطنت نشسته بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من همان گویم کان لاشه خرک
گفت و می کند بسختی جانی
چه کنم ؟ بار کشم ، راه روم
که مرا نیست جزین درمانی
یا بمیرم من و یا خر بنده
[...]
دلم ای دوست تو داری دانی
جان ببر نیز که میبتوانی
به دلی صحبت تو نیست گران
چه حدیثست به جان ارزانی
گویمت بوسه مرا گویی جان
[...]
ای حریم حرمت یزدانی
وی نهاد لطفت جسمانی
از نکوئی دوم فردوسی
وز بلندی شرف کیوانی
خوشتر از کارگه ار تنگی
[...]
بی تو دردی است ز هر درمانی
اینت بی دردی و بی درمانی
زلف پر فتنه فشانی هر دم
فتنه زلف چرا ننشانی
ماه روئی و چو چرخ دم ساز
[...]
ای صفات کرمت روحانی
وی تو در ملک نظام ثانی
هر کجا حضرت تو، آسایش
هر کجا دولت تو، آسانی
همه زرهای جهان را نقشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.