گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی
گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی
گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی
گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی
گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم
گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی
ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را
هر قطره ای درین بحر دُر خوشاب بینی
در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد
شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب بینی
گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم
هر ذره ای که بینی چون آفتاب بینی
از بحر نعمت الله گر جرعه ای بنوشی
دریا و ماسوی الله جمله سراب بینی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به گفتگو با معشوق میپردازد و هر بار که از او خواستهای میکند، او پاسخی میدهد که نشاندهندهی عالم عشق و عاطفه است. معشوق به او میگوید که زیباییاش مانند نقش در آب است و خیال وصال را در خواب میتواند دید. او همچنین به شاعر میگوید که برای بوسیدن لبانش باید جام شراب بیاورد و بیداری عقل در درک عشق را مطرح میکند. شاعر از حجاب معشوق سخن میگوید و معشوق را به عنوان حجاب خود معرفی میکند. در پایان، ذهن به نعمتهای الهی و دریای عشق اشاره میکند که اگر جرعهای از آن بنوشد، تمام موجودات را در نور الهی خواهد دید.
هوش مصنوعی: گفتم که تصویر چهرهات را در آب میبینم، او پاسخ داد که این فقط در خیال توست. گفتم که فکر وصل تو را میکنم، او گفت که این تنها در خواب ممکن است.
هوش مصنوعی: گفتم که لبهایت را ببوسم، او گفت بیا یک جام شراب بیاور. گفتم چه کار میکنی؟ گفت تا در شراب، زیبایی را ببینی.
هوش مصنوعی: گفتم چادر و پوشش را بردار تا تو را بدون پوشش ببینم، او گفت: تو خود حجاب من هستی، چون تو را بدون پوشش ببینم.
هوش مصنوعی: ای عقل، اگر تو شادی و لذتی را که ما داریم، بفهمی، هر یک از لحظات ما در این دریای گرانبها و خوشبو را زیبا و ارزشمند خواهی دید.
هوش مصنوعی: اگر به دربار پادشاهی بزرگ بروی، مانند فرهاد که از عشق شیرین بیتاب شده بود، میبینی که شیخ و جوانان نیز تحت تأثیر همین شور و شوق عاشقانه هستند.
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو نوری را ببینند که چشمان من دیدهاند، هر ذرهای که میبینی، مانند آفتاب خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر از نعمتهای خداوند حتی یک قطره بچشید، همه چیز غیر از او را مانند سرابی خواهید دید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم: خیال وصلت گفتا: بخواب بینی
گفتم: مثال قدت گفتا: در آب بینی
گفتم: به خواب دیدن زلفت چگونه باشد؟
گفتا: که خویشتن را در پیچ و تاب بینی
گفتم: رخ تو بینم گفتا: زهی تصور
[...]
گفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
گفتم مثال رویت گفتا در آب بینی
گفتم خیال تشریف گفتا بخواب بینی
گفتم مثال سنجاب گفتا در آب بینی
گفتم زهی میان بند گفتا که در میانست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.