بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی
دمی از خود بیاسائی سر آبی چنان بینی
در آ در گوشهٔ دیده کناری گیر از مردم
که بر دست و کنار آنجا کنارش در میان بینی
خیال عارضش جوئی در آب چشم ما می جو
که نور دیدهٔ مردم درین آب روان بینی
به بحر ما خوشی چون ما در آ با ما دمی بنشین
که ما را عین ما هم چون محیطی بی کران بینی
نشان و نام خود بگذار بی نام و نشان می رو
چو بی نام و نشان گشتی به نام او نشان بینی
حریف بزم رندان شو که عمر جاودان یابی
به میخانه در آ با ما که میر عاشقان بینی
ز سید جام می بستان و جام و می به هم می بین
بیابی لذتی چون ما اگر این بینی آن بینی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت معشوق میپردازد تا نزد او بیاید و از زیباییهای او بهرهمند شود. او از خود بیخود شدن و آرامش در کنار معشوق سخن میگوید و توصیه میکند که در دل جمعیت هم حریم خصوصی خود را پیدا کرده و به زیباییها بنگرد. شاعر به این نکته اشاره میکند که با در توطئه عشق و خوشی به عمق وجود خود دست یابد و از عشق بینام و نشان لذت ببرد. همچنین، به سرمستی و زندگی در میخانه به عنوان راهی برای دستیابی به جاودانگی اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که اگر با او همنشین شوند، لذتی عمیق و غیرقابل وصف را تجربه خواهند کرد.
هوش مصنوعی: بیایید بر روی چشمان ما نشسته و زیبایی دلنشینی را که همچون آبی روان است، تماشا کنید. لحظهای خود را آرام کنید تا این جلوهٔ آبی را به خوبی ببینید.
هوش مصنوعی: در گوشهٔ چشمت به محلی از چشم توجه کن که در آنجا، به جز مردم، یک تصویر خاص را ببینی که در اطراف و کنارش چیزهایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی زیبایی چهرهاش را در آب چشم ما جستجو کنی، بدان که نور چشم مردم را در این آب زلال خواهی دید.
هوش مصنوعی: به دریا بپیوند و از خوشی ما لذت ببر. لحظهای با ما بمان و مشاهده کن که ما وجودی بیپایان داریم مانند محیطی وسیع و بیکران.
هوش مصنوعی: به هر جا که میروی، با افتخار و بدون نیاز به نام و نشان خودت را معرفی کن. اگر از خودت خالی شوی و به منیت تعلق نداشته باشی، در آن صورت متوجه خواهی شد که در حقیقت وجود واقعی و نامی بزرگتر از خودت را میتوانی ببینی.
هوش مصنوعی: به جمع رندان بپیوند و به میخانه بیا، زیرا با این کار میتوانی به زندگی همیشگی و جاودان دست یابی و در این مکان، دوستداران واقعی را خواهی دید.
هوش مصنوعی: از اهل فضل و علم بهره ببر و از شراب و لذت آن نیز غافل نباش. اگر به شادی و شوقی که ما داریم توجه کنی، شاید تو هم همان حس را تجربه کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی؟
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
جهانی کاندرو هر دل که یابی پادشا یابی
جهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی
درو گر جامهای دوزی ز فضلش آستین یابی
[...]
عزیزا چند رنگارنگ این دور جهان بینی
ز دور چرخ در گیتی بهاران و خزان بینی
درین آفت سرا بودن هلاک جان و تن باشد
اگر گوئی به ترک آن نجات جاودان بینی
عروس عز دنیا را طلاقی ده بلا رجعت
[...]
گر از میدان شهوانی سوی ایوان عقل آیی
چو کیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینی
ور امروز اندرین منزل ترا حالی زیانی بد
زهی سرمایه و سودا، که فردا زین زیان بینی!
یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
دلت بگرفت در خانه برون آ تا جهان بینی
چو رفتی سوی بستانها یکی بگذر به گورستان
که گورستان همی گوید بیا تا دوستان بینی
بسی بادام چشمانند به دام مرغ حیرانند
[...]
بیا تا عشرت آبادی چو خلد جاودان بینی
چه خلد جاودان کین را بسی خوشتر از آن بینی
خرد نپسندد ار خواند کسی خلدش ز بهر آنک
که تا گشتست این پیدا ز شرم آنرا نهان بینی
یکی هم میتوانش گفت خلد از روی اینمعنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.