گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

هر چه بینم به نور او بینم

گل وصلش به دست او چینم

غیر او چون که نیست در عالم

پیش غیری چگونه بنشینم

صورتا جامم و به معنی می

باطناً آن و ظاهراً اینم

خسرو عاشقان سرمستم

بلکه جان عزیز شیرینم

غیر او در دلم نمی گنجد

این چنین است غیرت دینم

نفسم جان به این و آن بخشد

این و آن می کنند تحسینم

نعمت الله به من نماید رو

جام گیتی نما چو می بینم

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

من به خانه چرا نه بنشینم

توبه با صلاح بگزینم

عمادی شهریاری

پار در عید بخششم کردی

زآن خود امسال اثر نمی‌بینم

این همان موسم همایون است

من همان قلتبان پارینم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه