هر شب نماز شام بود شادیم تمام
کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
خورشید هر کسی که شب آید فرو رود
خورشید ما برآید هر شب نماز شام
روز فراق رفت و برآمد شب وصال
ای روز منقطع شو و ای شب علی الدوام
ای دوست تا تو باشی اندوه کی بود
تا جان بود به تن تو خداوند و من غلام
هر گه که خدمت آیم ای دوست پیش تو
شادی حلال گردد اندوه و غم حرام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساس شادابی و شادی ناشی از حضور دوست را بیان میکند. او شب را زمانی برای وصال و ملاقات دوست میداند و انتظار روز فراق را ندارد. با اشاره به اینکه هر شب مانند نماز شام به شادابی میگذرد، او بر این باور است که در کنار دوستش، اندوه محلی از اعراب ندارد و حضور وی موجب خوشحالی و برطرف شدن غمها میشود. شاعر به رابطهٔ عمیق خود با دوست و اهمیت آن در زندگیاش تاکید میکند.
هوش مصنوعی: هر شب مثل یک نماز شاد و خوشحال هستیم، چرا که پیامبر دوست، با احترام و نرمش نزد ما میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که شب را تجربه میکند، روزش به پایانی میرسد، اما در مورد ما، هر شب با نماز خواندن، دوباره نور و روشنی را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: روز جدایی گذشت و شب وصال فرا رسید. ای روز که به پایان رسیدهای، برو و ای شب که همیشگی هستی، بمان.
هوش مصنوعی: ای دوست، تا زمانی که تو در کنارم هستی، چرا باید نگران اندوه باشم؟ تا وقتی که جان من به تن تو وابسته است، تو خداوند من هستی و من بندهای برای تو.
هوش مصنوعی: هر بار که به دیدار تو میآیم، ای دوست، شادمانی مجاز میشود و غم و اندوه ممنوع میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
دولت رهی و بخت مطیع و فلک غلام
این روزگار بیخطر و کار بینظام
وام است بر تو گر خبرت هست، وام، وام
بر تو موکلند بدین وام روز و شب
بایدت باز داد به ناکام یا به کام
دل بر تمام توختن وام سخت کن
[...]
منت خدای را که برون آمد از غمام
بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام
صدری که هست خادم پایش سر کفات
میری که هست عاشق دستش لب کرام
شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلک
[...]
ای از کمال جاه تو ایام را نظام
وی از وفور علم تو اسلام را قوام
هستی حسام دین و ندیدست روزگار
در قمع شرک و نصرة دین چون یک حسام
سلطان اهل علمی و اندر معسکرت
[...]
دلبند من که بنده رویش مه تمام
خورشید آسمان جمالست و نجم و نام
نجم کلاه دوز که ترک کلاه او
بر تارک غلام نهی شه شود غلام
صد بوسه فام خواستم از نجم نجم نجم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.