گنجور

 
 
نسکبان اندروید
قطران تبریزی

تا غایب شد بت از کنار شمنش

می خون گردد بتن ز غایب شدنش

گر مژده دهد کسی ز باز آمدنش

پُر دُر بکنم کنار همچون دهنش

مهستی گنجوی

آن حُسن و دلال بین و آن مکر و فنش

وآن دست به عشاق جهان بر زدنش

وآن ناز و تکبرش که من بی ریشم

یارب تو به تیغ ریش گردن بزنش!

سید حسن غزنوی

شاهنشه را که بخت بادا وطنش

شد نیک فراموش ز بنده حسنش

امروز منم بنده نیکو سخنش

ای رحمت شاه یاد ندهی ز منش

جهان ملک خاتون

گل کیست به نزد عارض چون سمنش

گر لاف زند برون کنم از چمنش

گر پیش لبش غنچه دهن بگشاید

چون باد بیایم و بدرّم دهنش

قدسی مشهدی

آن را که بود رگی ز غیرت به تنش

باید نبود به جز توکل سخنش

آن کس که زند حرف گدایی، بادا

چون نان گدا خشک، زبان در دهنش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه